• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

در حال تایپ رمان نوجوانان خاکی و آبی| یسنا پدیدار کاربر انجمن یک رمان

Yasna_gris

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
28/9/26
ارسالی‌ها
2
پسندها
3
امتیازها
0
  • نویسنده موضوع
  • #1
نام رمان:
نوجوانان خاکی و آبی
نام نویسنده:
یسنا پدیدار
ژانر رمان:
عاشقانه، اجتماعی، درام
کد رمان: 115
ناظر: @vanıa

خلاصه: گاهی جدایی از عزیزان تو را آماده یک زندگی چالش برانگیز می‌کند، آسا دختری که در دنیای خود خیال‌های داشت وارد مرحله جدیدی از زندگی می‌شود که تمام تصوراتش را از بین می‌برد.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

Hana.BanU ☯

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی کتاب
سطح
19
 
تاریخ ثبت‌نام
30/11/20
ارسالی‌ها
1,223
پسندها
9,282
امتیازها
27,703
مدال‌ها
31
سن
27
  • مدیر
  • #2
726593


«به نام داعیه‌ی سر متن‌ها»

نویسنده‌ی عزیز، ضمن خوش‌آمد گویی، سپاس از انتخاب این انجمن برای منتشر کردن رمان خود،
خواهشمندیم قبل از تایپ رمان خود قوانین زیر را به دقت مطالعه فرمایید!
قوانین جامع تایپ رمان

آموزش قرار دادن رمان را در تاپیک زیر دنبال کنید.

نحوه‌ی قرار دادن رمان در انجمن برای مطالعه کاربران

و برای پرسش سوالات و اشکالات خود در رابطه با رمان به لینک زیر مراجعه فرمایید!...
​
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Hana.BanU ☯

Yasna_gris

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
28/9/26
ارسالی‌ها
2
پسندها
3
امتیازها
0
  • نویسنده موضوع
  • #3
مقدمه:
گاهی شهرهای جدیدی که به آن نقل مکان می‌کنیم زندگی ما را از نو می‌سازند، همانند قرار دادن چوب کبریت‌های روی هم دیگر، که کافی‌ست یک اشتباه ازت سر بزنند تا آن خانه برایت آتش جهنم شود.
***
زیپ چمدانم را تا آخر می‌کشم. خسته نفسی می‌گیرم و بعد چمدان را از روی تخت بلند می‌کنم.
تازه اول تابستان بود و هوا گرم شده‌ بود، اصلاً از گرما خوشم نمی‌آمد.
صدای مامان از آشپزخانه بلند شد؛ گفت:
- آسا ما قرار نیست اسباب‌کشی کنیم، قراره بریم یه خونه‌ی جدید که مجهز به همه چی هست، پس خواهشاً کُل اتاق رو با خودت بار نزن!
کلافه چشم رو هم می‌گذارم.
باز هم حرف تکراری، دقیق حساب نکرده‌ بودم ولی فکر می‌کنم بیش از بیست‌‌بار بود که طی این دوساعت اخیر به من این حرف را می‌گفت، خسته چمدان را رها کردم‌‌...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] Gandom.S

کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 7)

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 0, کاربر: 0, مهمان: 0)

عقب
بالا