- تاریخ ثبتنام
- 20/5/21
- ارسالیها
- 1,069
- پسندها
- 14,014
- امتیازها
- 33,373
- نویسنده موضوع
- مدیر
- #21
[THANKS] به چهرهی با نمکش لبخند زدم:
- سختت نیست تا ترمینال بیای؟ یه اسنپ میگیرم میرم پانسیون دیگه.
با دست چپ موهاش رو از صورتش بالا زد.
- ببینم دختر کوچولوتو.
نگاهم به هورنازی که با گریه به خواب رفته بود، کشیده شد. اخمهای درهمش روی بالشت گل ریز میگفت اصلاً آروم نخوابیده.
- خیلی گریه کرد. کاش یه راهی پیدا کنم بیاد پیشم. باید تا ماه بعد یه خونه جمع و جور کرایه کنم آخه نمیتونم ماه بعد باز بیام و بچه رو اینجا بذارم. الان دو ساله که داره با مامان و بابام بزرگ میشه، طفلک افسرده شده.
از وضعیت پریشونش عصبی بودم که پر حرفی کردم. آه پر حسرتی از گلوم خارج شد. نفس عمیقی کشیدم تا اشکامو کنترل کنم. نمیدونم صدای ضعیفم رو میشنید یا نه اما ادامه دادم:
- قلبم سنگینه کارن، دلم میسوزه برای دخترم،...
- سختت نیست تا ترمینال بیای؟ یه اسنپ میگیرم میرم پانسیون دیگه.
با دست چپ موهاش رو از صورتش بالا زد.
- ببینم دختر کوچولوتو.
نگاهم به هورنازی که با گریه به خواب رفته بود، کشیده شد. اخمهای درهمش روی بالشت گل ریز میگفت اصلاً آروم نخوابیده.
- خیلی گریه کرد. کاش یه راهی پیدا کنم بیاد پیشم. باید تا ماه بعد یه خونه جمع و جور کرایه کنم آخه نمیتونم ماه بعد باز بیام و بچه رو اینجا بذارم. الان دو ساله که داره با مامان و بابام بزرگ میشه، طفلک افسرده شده.
از وضعیت پریشونش عصبی بودم که پر حرفی کردم. آه پر حسرتی از گلوم خارج شد. نفس عمیقی کشیدم تا اشکامو کنترل کنم. نمیدونم صدای ضعیفم رو میشنید یا نه اما ادامه دادم:
- قلبم سنگینه کارن، دلم میسوزه برای دخترم،...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
آخرین ویرایش