کد رمان: 2
ناظر: @amın
خلاصه:
نمیدانست که چه طور راهش به این بیابان برهوت پر از اولاد شیطان کشیده شد؛ فقط وقتی متوجه شد که دید درونش ایستاده. تنها چیزی که به خاطر میآورد این بود که عاشق شده بود و او مانده بود با حجمی از تباهی که بند بند وجودش را مسخر خود ساخته بود. مگر قرار نبود که عشق، مقدس...
کد رمان: 52
ناظر: @بی حس
سطح: رتبه سوم عاشقانه
خلاصه:
او بازیگر حاذقی بود؛ آنقدر حاذق که هیچکس نفهمید کدام لبخندش واقعی و کدام گریهاش دروغ است... .
تا وقتی آن عروسک چینی با موهای فرفری و رژلب قهوهای، با کفشهایی پاشنه بلند و کتاب تاریخ، تمام نقشههایش را به هم زد.
نقشههایی که از...
نام رمان: از خاکستر تا خورشید
نام نویسنده: نسترن جوانمرد
ژانر: #تراژدی #اجتماعی #عاشقانه
خلاصه:
در دل ویرانههای زلزلهای هولناک، رازهایی دفن شده که سرنوشت ماهور را به دو برادری که کودکیشان را فدا کردهاند، گره میزند. در سفری پر از عشق، درد، و بخشش، ماهور باید با حقیقتهای تلخ روبهرو شود و...
نام رمان: قرنیه تاریک
نام نویسنده: فردین
ژانر: #فانتزی #تراژدی
خلاصه:
نایف یک رهبر است.
او چیزی نمیخواهد جز آنکه گروهش را در رده های بالای قدرت ببیند.
در جایی که هنر روح جایگاه والاتری نسبت به پول دارد، نایف بدون موهبت متولد شده است.
مسیر رسیدن به قدرت رنگی قرمز دارد. لا به لای سنگ فرش هایش خون...
به نام خدا
کد داستان کوتاه: 485
ناظر: @Raha~r
نام اثر: خونهایی که باید ریخته شوند
نام نویسنده: @مَمّد
ژانر: #تراژدی #جنایی
خلاصه:
حاکمِ شهر هزار ساله رویایی دارد؛ تصاحب پایتخت و پادشاهی!
اما در زیر و زبر زندگی، گاه این رویاها، وارونه می شوند!
مردم، فرمانروای جدیدشان را فرا میخوانند.
در این...
کد رمان: 87
ناظر: @Ghasedak~
تریوما
غدّهای متشکل از سه زخم روانی.
به قلم: ایلای | eYv
خلاصه:
کور بودند و کَر بودند و لال!
زخمشان را ندیدند، فریادشان را نشنیدند؛ آنها را در چنگ گرفته و روحشان را زندهزنده بلعیدند.
چه چیزی میتوانست مرهم باشد؟ زمان؟ او فقط کینهای عمیق و ابدی را در...
-حسبیالله-
نام رمان: تروما
نویسنده: فاخته
ژانر: #اجتماعی #تراژدی
خلاصه: کشیدهشدن آتش جنگ به دامان روستای کوچک تبسم، تبعاتی سنگینتر از تدفین عروسکهایش زیر آوار برای او خواهد داشت. او میبایست هر چه سریعتر، از هرآنچه که میشناسد و به آن عشق میورزد دور شود، تا راز سنگینی که در سینه دارد را...
نام رمان: تارِ بیصوت
نویسنده: فاطمه فاطمی (fateme078)
ژانر: #ترسناک #جنایی #تراژدی
خلاصه: چکاوک، دختری روستایی که به پیشنهاد غریبهای به تهران میآید تا استعدادش در خواندن کشف شود، اسیر اتفاقاتی ناگوار میشود که پایان ندارد!
تارِ بیصوت
نام: روزهای مُرده
نام ترجمه نشده: DEAD DAYS
نویسنده و طراح: DEY
مترجم: bahareh.s
ادیتور: bahareh.s
ناظر: @ملیکاشون
خلاصه: از روز چهارم پس از شیوع ویروس زامبی، این داستانی درباره پسری است
که در خانه گیر افتاده و راه فراری ندارد...
این کمیک برای همهی سنین مناسب نیست!
پارت گذاری: نامشخص...
عنوان: خاکستر بهار
ژانر: #تراژدی #اجتماعی #عاشقانه
نویسنده: پریچهر صادقی
خلاصه:
«این نجواها آخر مرا خفه میکنند.»
خط به خط پاییز و زمستانِ نهال، اشباع از قضاوتهای بیجا بود و به نوشتار صدها قاضی!
پس از اختتامیه یك زندگی مشترك، ناگزیر است به همراه فرزند خود، راهش را به سمت زادگاهش کج کند. با...
نام رمان: رستاخیز جنون
نام نویسنده: آیلار دانائی
ژانر: #ترسناک #تراژدی #عاشقانه
زاویه دید: اول شخص
سطح: برگزیده
خلاصه:
احمقانه بود و یا شایدم واقع بینانه!
در ورای آن عشق و تجمل، در ورای آن محبت و سودای بی پایان، به حقیقتی پی بردم که مرگ در برابر آن پوچ و بی ارزش جلوه میکند. آن اتفاق احمقانه تو...
« بسمه حق »
نام: تیرمستی
ژانر: #اجتماعی #عاشقانه #تراژدی
نویسنده: FATEME078
خلاصه: در مواجهه با طوفانهای زندگی تنها دستهای هستند که مقاومت میکنند و خودشان را نجات میدهند. داستان این رمان درمورد یکی از همین نجات یافتههاست. زویایی که از دوست و دشمن ضربه میخورد اما قویتر از قبل بلند...
سلام دوستان. برای ادامه رمان به شما نیاز مندم
نظرات شما برای من خیلی مهمه پس من را محروم نکنید از نگاهتون و نکاتتون.
به امید موفقیت تک تک یک رمانی ها
https://forum.1roman.ir/threads/117904/
کد رمان: 2386
ناظر: @Zahra_m
نام رمان: تاریک و روشن
نویسنده: فاطمه عبدالهی (Yalda.A)
ژانر: تخیلی، عاشقانه، اجتماعی
خلاصه:
یه پسر جوون و پرستار بخش آی سی یو بیمارستان بعد یک تصادف، میتونه ارواح رو ببینه و باهاشون ارتباط برقرار کنه. او با ارواح مردگان بیمارستان ارتباط برقرار میکنه. ارواحی که...