شاعر‌پارسی اشعار وریا مظهر | اشعار پارسی

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع ܩܣߊܟٜߺܝ
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 2
  • بازدیدها بازدیدها 175
  • کاربران تگ شده هیچ

ܩܣߊܟٜߺܝ

شاعر انجمن
سطح
44
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,493
پسندها
49,037
امتیازها
96,873
مدال‌ها
67
  • نویسنده موضوع
  • #1
پدرت در بچگی، دخترم

خدا را تکه‌ابری سفید می‌دید

در آسمان روشن فیروزه‌ای

که گاه به‌شکل انسانی درمی‌آمد

لم‌داده با لبخند و ریش سفید .

بعدها

وقتی بزرگ تر شد

هرچه به آسمان زل زد

جز ابر و ابر و ابر

چیزی ندید .
 
امضا : ܩܣߊܟٜߺܝ
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] ANAM CARA

ܩܣߊܟٜߺܝ

شاعر انجمن
سطح
44
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,493
پسندها
49,037
امتیازها
96,873
مدال‌ها
67
  • نویسنده موضوع
  • #2
همانطور که هر روز از سر کار می آیی

لم می دهی روی مبل

چشمهایت را آهسته می بندی

و آهسته

بطور خیلی آهسته می میری

همزمان داری فکر می کنی شعری می خوانی

که فکر می کند

آسان ترین راه مقابله با مرگ

مردن است

به شیوه ای کاملا طبیعی .
 
امضا : ܩܣߊܟٜߺܝ
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] ANAM CARA

ܩܣߊܟٜߺܝ

شاعر انجمن
سطح
44
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,493
پسندها
49,037
امتیازها
96,873
مدال‌ها
67
  • نویسنده موضوع
  • #3
همین که پای شکسته ام را از در حیاط توی کوچه گذاشتم

یادت نرود

چمدانهایم را از دستم بگیر

زیاد نه، اما

تا یک حدود مشخص وانمود کن مضطربی

بعد

بلافاصله

یک تاکسی برایم بگیر

و تا ایستگاه قطار برای بدرقه ام بیا

من از پنجره قطار

عزیزم

به جای دوبار

سه بار

دستم را برایت تکان تکان می دهم !
 
امضا : ܩܣߊܟٜߺܝ
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] ANAM CARA
عقب
بالا