شاعر‌پارسی اشعار امیرخسرو دهلوی

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع قمر
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 11
  • بازدیدها بازدیدها 457
  • کاربران تگ شده هیچ

قمر

کاربر قابل احترام
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
17/9/19
ارسالی‌ها
8,470
پسندها
59,905
امتیازها
96,873
مدال‌ها
57
  • نویسنده موضوع
  • #1
آن کیست که می آید صد لشکر دل با او
درویش جمالش ما، سلطان دل ما او

بی صبح و شبی خواهم کو را غم خود گیرم
من گویم و او خندد، تنها من و تنها او

مستم ز خیال او من با وی و وی با من
یارب، چه خیال است این، اینجا من و آنجا او

هجرم که ز چرخ آمد، از آه خودش زین پس
تا سوخته نگذارم، یا من به جهان یا او

مهتاب چه خوش بودی، گر بودی و من تنها
لب بر لب و رو بر رو، او با من و من با او

گویند مرا آخر دیوانگیت خو شد
دیوانه چرا نبوم، ماه من شیدا او

من خسرو او زیبا بنگر که چه ننگ است این
دیباچه دلها من، آیینه جانها او

#امیرخسرو_دهلوی‌

 
امضا : قمر
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] amın

قمر

کاربر قابل احترام
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
17/9/19
ارسالی‌ها
8,470
پسندها
59,905
امتیازها
96,873
مدال‌ها
57
  • نویسنده موضوع
  • #2

غمم بکشت که از یار مانده ام، چه کنم؟
به دست هجر گرفتار مانده ام، چه کنم؟

نماند طاقت زاری و ناله ام، آن شوخ
نمی رود ز دل زار، مانده ام، چه کنم؟

برون دهم غم هجران و باورم نکند
اسیر صحبت اغیار مانده ام، چه کنم؟

شدم ز یار و ز خویش و ز جان و دل بیزار
که هم ز خویش و هم از یار مانده ام، چه کنم؟

همی کشند که منگر به روی خوب چو ما
به عالم از پی این کار مانده ام، چه کنم؟

همی کنند ملامت که چند گریه خون
ز زخم غمزه دل افگار مانده ام، چه کنم؟

رقیب گفت که «مخمور از چه ای، خسرو؟»
بسی شب است که بیدار مانده ام، چه کنم؟

#امیرخسرو_دهلوی‌

 
امضا : قمر

قمر

کاربر قابل احترام
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
17/9/19
ارسالی‌ها
8,470
پسندها
59,905
امتیازها
96,873
مدال‌ها
57
  • نویسنده موضوع
  • #3

مرا داغ تو بر جانٖ یادگار است

فدایش باد جان چون داغ یار است

اگر جان می‌رود گو رو غمی نیست

تو باقی مان که مارا با تو کار است

#امیرخسرو_دهلوی




 
امضا : قمر
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] amın

قمر

کاربر قابل احترام
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
17/9/19
ارسالی‌ها
8,470
پسندها
59,905
امتیازها
96,873
مدال‌ها
57
  • نویسنده موضوع
  • #4

#امیرخسرو_دهلوی

روبگردان ای صبا،برمن ببخشای و بیا

کزتو بوی آن نگارِ آشنا آید همی

بوی گل، گه گه که می‌آید زمن جان میرود

زآنکه من میدانم و من! کز کجا آید همی

 
امضا : قمر
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] amın

قمر

کاربر قابل احترام
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
17/9/19
ارسالی‌ها
8,470
پسندها
59,905
امتیازها
96,873
مدال‌ها
57
  • نویسنده موضوع
  • #5


ماه تابان ست و همچون روی تو تابنده نیست

ابر باران ست و همچون چشم من بارنده نیست

در وفای یار باید باخت باری جان خویش

چون که جان بی وفا با هیچکس پاینده نیست


#امیرخسرو_دهلوی
♥️
 
امضا : قمر
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] amın

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر تالار کتاب
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,500
پسندها
49,023
امتیازها
96,873
مدال‌ها
60
  • پرسنل مدیریت
  • #6
دی باد صبح بوی تو آورد سوی من
امروز دل به سوی تو برباد داده‌ام

گفتی دل شکسته بنه بر دو زلف من
من خود شکسته وار بر این دل نهاده‌ام
 
امضا : Eccedentesiast

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر تالار کتاب
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,500
پسندها
49,023
امتیازها
96,873
مدال‌ها
60
  • پرسنل مدیریت
  • #7
شب فراق درازست، من نمی دانم
که مبتلای شبم یا از آن گیسویت

شبم چگونه نباشد دراز از هجران
که هیچ می نتوانم گسست از مویت
 
امضا : Eccedentesiast

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر تالار کتاب
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,500
پسندها
49,023
امتیازها
96,873
مدال‌ها
60
  • پرسنل مدیریت
  • #8
آنچه من دیدم و من می‌کشم از جور فراق
که شنیده‌ست و
که دیده‌ست و
که را پیش آمد؟
 
امضا : Eccedentesiast

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر تالار کتاب
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,500
پسندها
49,023
امتیازها
96,873
مدال‌ها
60
  • پرسنل مدیریت
  • #9
درد عشق را
دارو به جز
دیدار نیست.
 
امضا : Eccedentesiast

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر تالار کتاب
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,500
پسندها
49,023
امتیازها
96,873
مدال‌ها
60
  • پرسنل مدیریت
  • #10
ای خوش آن شبها که من در دیده خوابی داشتم
گه چراغ روشن و گه ماهتابی داشتم
بارها یاد آورم، در خواب بیهوشی روم
آن که وقتی با خیال دوست خوابی داشتم
 
امضا : Eccedentesiast
عقب
بالا