داستان درباره زندگی شخص ثروتمندی به نام ویل ترینر است که بر اثر تصادف شدید، بیشتر اعضای بدن او فلج شدهاند و مجبور است مابقی عمرش را بر روی ویلچر بگذراند. از آن طرف لوئیزا کلارک دختر جوانی که به علت کمک مالی به خانوادهاش در مخارج خانواده و از دست دادن شغل قبلیاش، برای پرستاری از ویل ترینر استخدام میشود؛ در آنجا به شخصیت بیحوصله و بدخلق ویل پی میبرد که منتظر هر بهانهای برای نیش و کنایه زدن است. کلارک پس از مدتی سختی از رفتارهای او، اندکاندک به این خلق و خوی ویل عادت میکند و کمکم با یکدیگر صمیمی میشوند. درست زمانی که علاقهای میان آنها درحال شکل گرفتن است، لوئیزا متوجه میشود که ویل ناامید برای خودش نقشههایی در سر میپروراند، کلارک با دلشکستگی از این موضوع سعی دارد...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.