مشاعره مشاعره با حرف چ

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع ARYA-T
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 121
  • بازدیدها بازدیدها 3,483
  • کاربران تگ شده هیچ

FakhTeh

مدیر ارشد بازنشسته
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
29/1/20
ارسالی‌ها
3,982
پسندها
43,657
امتیازها
74,371
  • #21
چه حسرتی‌ست بر دلم
که از تمام بودنت
نبودنت به من رسیده

تویی تمام ماجرا
که رفته‌ای ولی مرا
به حال خود نمی‌گذاری
چشم ترک تو همان روز که من دیدم عقل
گفت بگریز، که مستست و محابا نکند
 

Tara Motlagh

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
1/8/23
ارسالی‌ها
301
پسندها
1,025
امتیازها
6,833
  • #22
چشم ترک تو همان روز که من دیدم عقل
گفت بگریز، که مستست و محابا نکند
چه نیمه‌شب‌ها،
کز پاره‌های ابر سپید
به روی لوح سپهر
تو را چنان‌که دلم خواسته است، ساخته‌ام!
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
  • #23
چه نیمه‌شب‌ها،
کز پاره‌های ابر سپید
به روی لوح سپهر
تو را چنان‌که دلم خواسته است، ساخته‌ام!
چاره ای نیست دچارم کن و بر بادم ده
که من از باد هم انگار که بی خانه ترم

هر شب اینگونه به ناچار غزل میگویم
ور نه از مرز غزلهای تو پر چانه ترم
 

Tara Motlagh

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
1/8/23
ارسالی‌ها
301
پسندها
1,025
امتیازها
6,833
  • #24
چاره ای نیست دچارم کن و بر بادم ده
که من از باد هم انگار که بی خانه ترم

هر شب اینگونه به ناچار غزل میگویم
ور نه از مرز غزلهای تو پر چانه ترم
چه مستی‌ها که هر شب در سر شوریده می‌افتاد
چه بازی‌ها که هر شب با دل دیوانه می‌کردم

یقین دارم سرانجام من از این خوب‌تر میشد
اگر از مرگ هم چون زندگی پروا نمی‌کردم
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
  • #25
چه مستی‌ها که هر شب در سر شوریده می‌افتاد
چه بازی‌ها که هر شب با دل دیوانه می‌کردم

یقین دارم سرانجام من از این خوب‌تر میشد
اگر از مرگ هم چون زندگی پروا نمی‌کردم
چه مستیست ندانم که رو به ما آورد
که بود ساقی و این باده از کجا آورد

تو نیز باده به چنگ آر و راه صحرا گیر
که مرغ نغمه سرا ساز خوش نوا آورد
 

Tara Motlagh

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
1/8/23
ارسالی‌ها
301
پسندها
1,025
امتیازها
6,833
  • #26
چه مستیست ندانم که رو به ما آورد
که بود ساقی و این باده از کجا آورد

تو نیز باده به چنگ آر و راه صحرا گیر
که مرغ نغمه سرا ساز خوش نوا آورد
چرا نه در پی عزم دیار خود باشم
چرا نه خاک سر کوی یار خود باشم

غم غریبی و غربت چو بر نمی‌تابم
به شهر خود روم و شهریار خود باشم
 

مَهوا

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,955
پسندها
4,810
امتیازها
28,973
  • #27
چرا نه در پی عزم دیار خود باشم
چرا نه خاک سر کوی یار خود باشم

غم غریبی و غربت چو بر نمی‌تابم
به شهر خود روم و شهریار خود باشم
چنان خوب رویی بدان دلربایی

دریغت نیاید به هر کس نمایی
 

Tara Motlagh

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
1/8/23
ارسالی‌ها
301
پسندها
1,025
امتیازها
6,833
  • #28
چنان خوب رویی بدان دلربایی

دریغت نیاید به هر کس نمایی
چه مهمانان بی دردسری هستند مردگان
نه به دستی ظرفی را چرك می كنند
نه به حرفی دلی را آلوده
تنها به شمعی قانعند
و اندكی سكوت…
 

Tara Motlagh

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
1/8/23
ارسالی‌ها
301
پسندها
1,025
امتیازها
6,833
  • #29
چشم گریان تو نازم ، حال دیگرگون ببین
گریه ی لیلی کنار بستر مجنون ببین

بر نتابید این دل نازک غم هجران دوست
یارب این صبر کم و آن محنت افزون ببین
چه‌ها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم
مگر دشمن کند اینها که من با جان خود کردم
 

مَهوا

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,955
پسندها
4,810
امتیازها
28,973
  • #30
چه‌ها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم
مگر دشمن کند اینها که من با جان خود کردم
چوب خشک جسم ما را کو به مانند عصاست
در کف موسي عشقش معجز ثعبان کنيم
گر عجب‌هاي جهان حيران شود در ما رواست
کاين چنين فرعون را ما موسي عمران کنيم
 
عقب
بالا