مشاعره مشاعره با اشعار محبوبه بزم آرا

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع SETAYESH.MO
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 19
  • بازدیدها بازدیدها 1,180
  • کاربران تگ شده هیچ

مَهوا

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,955
پسندها
4,810
امتیازها
28,973
  • #11
نمی شود که سرانگشت من گره بزند
مسیر موی شما را به بادهای جهان؟

نمی شود که در آغوش من رقم بخورد
میان اینهمه تردید، کفر یا ایمان
نمی شود که مرا میهمان کنید آقا!

به جای آن نخ سیگار روی لبهاتان؟!

نمی شود که سرانگشت من گره بزند

مسیر موی شما را به بادهای جهان؟
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
  • #12
نمی شود که مرا میهمان کنید آقا!

به جای آن نخ سیگار روی لبهاتان؟!

نمی شود که سرانگشت من گره بزند

مسیر موی شما را به بادهای جهان؟
نه با خودش چمدان برد، نه کتاب، نه عشق

زنی که گمشده در ازدحام راه آهن
 

مَهوا

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,955
پسندها
4,810
امتیازها
28,973
  • #13
نه با خودش چمدان برد، نه کتاب، نه عشق

زنی که گمشده در ازدحام راه آهن
نمره ای باید...

هرچند؛ چه بخواهی و چه نه

پاس میگردد ایام جوانی آخر

من ولی، عشق اگر که شرط بودن باشد

حاضرم زندگی ام را همه مشروط شوم...
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
  • #14
نمره ای باید...

هرچند؛ چه بخواهی و چه نه

پاس میگردد ایام جوانی آخر

من ولی، عشق اگر که شرط بودن باشد

حاضرم زندگی ام را همه مشروط شوم...
مثل گره در بند هر کفشی که می پوشم
با من در آشوب خیابان می دود هر روز

با او برای زنده ماندن،سخت می کوشم
هر روز چینی می نشاند روی پیشانیم
 

مَهوا

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,955
پسندها
4,810
امتیازها
28,973
  • #15
مثل گره در بند هر کفشی که می پوشم
با من در آشوب خیابان می دود هر روز

با او برای زنده ماندن،سخت می کوشم
هر روز چینی می نشاند روی پیشانیم
این گل که در سرای دلم ناله می زند
بنگر که از کجاست ناله ی زیبای آرزو
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
  • #16
این گل که در سرای دلم ناله می زند
بنگر که از کجاست ناله ی زیبای آرزو
و خوشه چین نگاه تو ظهر تابستان
هلاک قطره ای از طعم ترک چشمانت

و جرعه نوش غزلهای داغ آن فنجان
که نقش مبهم خوشبختیم در آن جاریست
 

مَهوا

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,955
پسندها
4,810
امتیازها
28,973
  • #17
و خوشه چین نگاه تو ظهر تابستان
هلاک قطره ای از طعم ترک چشمانت

و جرعه نوش غزلهای داغ آن فنجان
که نقش مبهم خوشبختیم در آن جاریست
تو بت شبهای تاریکی به بستان دلم
دل به سودای نگینی است در رویای من
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
  • #18
تو بت شبهای تاریکی به بستان دلم
دل به سودای نگینی است در رویای من
نه با خودش چمدان برد، نه کتاب، نه عشق
زنی که گمشده در ازدحام راه آهن
 

مَهوا

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,955
پسندها
4,810
امتیازها
28,973
  • #19
نه با خودش چمدان برد، نه کتاب، نه عشق
زنی که گمشده در ازدحام راه آهن

نمی دانم چرا دنیا شده افسون
نمی دانم چرا عاشق شده دلخون

نمی دانم تو از مهر و وفای خود
چرا گم گشته شد ان خانه مجنون
 

ᎴᏋᏝᏗᏒᏗᎷ

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
1/9/23
ارسالی‌ها
3,082
پسندها
27,172
امتیازها
55,673
  • #20
نمی شود که سرانگشت من گره بزند
مسیر موی شما را به بادهای جهان؟

نمی شود که در آغوش من رقم بخورد
میان اینهمه تردید، کفر یا ایمان
نبود غیر خدا هیچ کس تو تابیدی

که پرستاره کنی گنبد کبودم را ..
 
عقب
بالا