مشاعره مشاعره با اشعار محبوبه بزم آرا

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع SETAYESH.MO
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 19
  • بازدیدها بازدیدها 1,180
  • کاربران تگ شده هیچ

SETAYESH.MO

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
11/12/20
ارسالی‌ها
2,222
پسندها
16,570
امتیازها
44,373
  • نویسنده موضوع
  • #1
با من بگو چگونه به پایان رسیده ام!
با من که در حوالی قلبت تپیده ام
تقویم من به نیمه رسید و هنوز هم
من نیم دیگر دل خود را ندیده ام
پاییز میوزد به درختان و من هنوز
از فصل خنده های تو سیبی نچیده ام
 

بَهآرنارنج

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
27/12/21
ارسالی‌ها
1,991
پسندها
6,393
امتیازها
28,973
  • #2
با من بگو چگونه به پایان رسیده ام!
با من که در حوالی قلبت تپیده ام
تقویم من به نیمه رسید و هنوز هم
من نیم دیگر دل خود را ندیده ام
پاییز میوزد به درختان و من هنوز
از فصل خنده های تو سیبی نچیده ام
مرا به دورترین نقطه می دهد پژواک
دو چشم قهوه ای از جنس سنگ کوهستان..
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
  • #3

بَهآرنارنج

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
27/12/21
ارسالی‌ها
1,991
پسندها
6,393
امتیازها
28,973
  • #4
نبود غیر خدا هیچ کس تو تابیدی

که پرستاره کنی گنبد کبودم را ..
اندوه بی تابی که با من می وزد در باد
اندوه آرامی که می خوابد در آغوشم
هر صبح با زنگ صدایش می پرم از خواب
در استکان شکوه هایش چای می نوشم
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
  • #5
اندوه بی تابی که با من می وزد در باد
اندوه آرامی که می خوابد در آغوشم
هر صبح با زنگ صدایش می پرم از خواب
در استکان شکوه هایش چای می نوشم
مرا ز غربت این کوچه دور خواهد کرد

طلوع می‌کند از سمت آسمان مردی

نگاه پنجره را غرق نور خواهد کرد

هزار حنجره آواز سبز و شورانگیز

نثار این نفس سوت و کور خواهد کرد
 

SETAYESH.MO

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
11/12/20
ارسالی‌ها
2,222
پسندها
16,570
امتیازها
44,373
  • نویسنده موضوع
  • #6
مرا ز غربت این کوچه دور خواهد کرد

طلوع می‌کند از سمت آسمان مردی

نگاه پنجره را غرق نور خواهد کرد

هزار حنجره آواز سبز و شورانگیز

نثار این نفس سوت و کور خواهد کرد
دچار این همه اندوه های پی در پی

که ریخت بر دل من آسمان ابری دی

برقص دشت پریشانی مرا درباد

بریز غربت چوپانی مرا درنی
 

مَهوا

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,955
پسندها
4,810
امتیازها
28,973
  • #7
دچار این همه اندوه های پی در پی

که ریخت بر دل من آسمان ابری دی

برقص دشت پریشانی مرا درباد

بریز غربت چوپانی مرا درنی
يك روز با ظهور تو تعبير مي‌شوم



اي آخرين دليل غزل بي صداي تو
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
  • #8
دچار این همه اندوه های پی در پی

که ریخت بر دل من آسمان ابری دی

برقص دشت پریشانی مرا درباد

بریز غربت چوپانی مرا درنی

يك روز با ظهور تو تعبير مي‌شوم



اي آخرين دليل غزل بي صداي تو
وزید موج پریشانیش به مردابم
اگر چه از شب مویش شکن نداد به من

خدا زبان مرا آسمان ترین می خواست
که غیر نام عزیزش سخن نداد به من
 

مَهوا

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,955
پسندها
4,810
امتیازها
28,973
  • #9
وزید موج پریشانیش به مردابم
اگر چه از شب مویش شکن نداد به من

خدا زبان مرا آسمان ترین می خواست
که غیر نام عزیزش سخن نداد به من
نه با خودش چمدان برد، نه کتاب، نه عشق

زنی که گمشده در ازدحام راه آهن!
 

سَنا

مدیر بازنشسته
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
1/6/20
ارسالی‌ها
7,024
پسندها
30,203
امتیازها
88,273
  • #10
نه با خودش چمدان برد، نه کتاب، نه عشق

زنی که گمشده در ازدحام راه آهن!

نمی شود که سرانگشت من گره بزند
مسیر موی شما را به بادهای جهان؟

نمی شود که در آغوش من رقم بخورد
میان اینهمه تردید، کفر یا ایمان
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina
عقب
بالا