- تاریخ ثبتنام
- 11/6/21
- ارسالیها
- 3,153
- پسندها
- 15,491
- امتیازها
- 49,173
- سن
- 21
- نویسنده موضوع
- #11
فصل دوم ( خاطرات و دلنوشته های دخترک )
[THANKS]یادش بخیر
اولین تماسمونو میگم خیلی خوب بود
بهش گفتم میخوام ببینمت
ویدیو کال داد ولی من نه وویس دادم نه ویدیو وقتی منتظر بود ل*ب*ا*ش رو به طرز عجیبی به یک طرف جمع کرد
خیلی خاص بود خیلی ؛ عاشقش شدم
ما هر دومون میدونستیم ما نمیتونیم مال هم باشیم
میدونستیم نباید دل ببندیم ولی ...
ولی با حرفاش میرفتم تو رویا و با حرفام براش رویا میساختم این حرفی بود که همیشه خودش میگفت
روز اول عکس قبل از عملم رو بهش داده بودم نگفته بودم اینی که میبینی دیگه وجود نداره.
تنها خواهشی که ازم داشت این بود که باهاش هر موقع تونستم تماس بگیرم.
خب شمارشو بهم داده بود .
یه اتفاق خیلی بدی برام افتاده بود ( فلش بک تماس سعید اسماعیلی ) که...
[THANKS]یادش بخیر
اولین تماسمونو میگم خیلی خوب بود
بهش گفتم میخوام ببینمت
ویدیو کال داد ولی من نه وویس دادم نه ویدیو وقتی منتظر بود ل*ب*ا*ش رو به طرز عجیبی به یک طرف جمع کرد
خیلی خاص بود خیلی ؛ عاشقش شدم
ما هر دومون میدونستیم ما نمیتونیم مال هم باشیم
میدونستیم نباید دل ببندیم ولی ...
ولی با حرفاش میرفتم تو رویا و با حرفام براش رویا میساختم این حرفی بود که همیشه خودش میگفت
روز اول عکس قبل از عملم رو بهش داده بودم نگفته بودم اینی که میبینی دیگه وجود نداره.
تنها خواهشی که ازم داشت این بود که باهاش هر موقع تونستم تماس بگیرم.
خب شمارشو بهم داده بود .
یه اتفاق خیلی بدی برام افتاده بود ( فلش بک تماس سعید اسماعیلی ) که...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
آخرین ویرایش