مخاطب رمان تاپیک گفتمان آزاد دوره‌ی هفتم مخاطب رمان | انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Shiva.Panah
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 77
  • بازدیدها بازدیدها 827
  • کاربران تگ شده هیچ
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

Shiva.Panah

مدیر بازنشسته
سطح
31
 
تاریخ ثبت‌نام
1/3/20
ارسالی‌ها
1,062
پسندها
22,921
امتیازها
43,073
مدال‌ها
39
  • نویسنده موضوع
  • #1
«باسمه تعالی»

با عرض سلام و درود خدمت کاربران محترم و مخاطبان رمان عزیز.
همانطور که در فراخوان جذب مخاطب رمان هم مستحضر شدید، قرار هست هر ماه برای مطالعه‌ی رمان‌های کامل شده‌ی روی سایت، فراخوان‌های جذب مخاطب رمان ایجاد بشه. در این تاپیک نام و لینک رمان‌هایی که شما عزیزان باید اون‌ها رو مطالعه کنید، قرار می‌دیم. برای هر دوره یک تاپیک گفتمان جدید ایجاد میشه و تاپیک گفتمان قبلی قفل خواهد شد.

در تاپیک‌های گفتمان هر دوره، شما رمان‌های متعلق به همان دوره که روی سایت قرار داده می‌شن رو مطالعه می‌کنید. یک خلاصه‌ی جامع از رخدادها و اتفاقات اون می‌نویسید و همراه با نقد و نظر شخصی خودتون در این تاپیک ارسال می‌کنید. این کار...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Shiva.Panah

Shiva.Panah

مدیر بازنشسته
سطح
31
 
تاریخ ثبت‌نام
1/3/20
ارسالی‌ها
1,062
پسندها
22,921
امتیازها
43,073
مدال‌ها
39
  • نویسنده موضوع
  • #2
کاربران عزیزی که برای دوره‌ی ششم مخاطب رمان اعلام آمادگی کرده بودند و هر هشت رمان رو خواندند به اضافه آن عزیزانی که ناقص بودند و همین طور کاربران عزیزی که برای دوره‌ی هفتم مخاطب رمان اعلام آمادگی کردند.
لیستی که در ابتدای تاپیک قرار گرفته، لیست رمان‌هایی است که طی یک ماه باید مطالعه کنید.
بعد از مطالعه‌ی کامل رمان باید مرور نویسی از آن «خلاصه‌ای از اتفاقاتی که در رمان افتاده» ارائه کنید. بعد از مشارکت شما، پس از اتمام مهلت بررسی رمان‌ها و مرور نویسی در این تاپیک به عزیزانی که هر هشت رمان را مطالعه کرده باشند عنوان مخاطب رمان به شما تعلق خواهد...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Shiva.Panah

.REIHANEH.

پرسنل مدیریت
مدیر تالار نقد
سطح
41
 
تاریخ ثبت‌نام
5/1/21
ارسالی‌ها
3,879
پسندها
53,075
امتیازها
71,673
مدال‌ها
46
سن
21
  • مدیر
  • #3
خاکستر شعله‌ی ققنوس
خلاصه:

طناز دختری هست که عاشق شهراده. داستان از اونحایی آغاز میشه که طناز شهراد رو کنار زنی دیگه‌ای میبینه و میفهمه که بهش خیانت کرده. شهراد طبق نقشه‌ی قبلی داستانی الکی سر هم میکنه که اون چیزی که دیدی دروغه اما طناز باور نمی‌کنه. روزی دوست طناز که سحر نام داشته به طناز زنگ میزنه میگه میخوام ببینمت اما توی راه یه موتوری کیف طناز و میزنه و به طناز آسیب میرسونه که طناز راهی بیمارستان میشه. توی بیمارستان شهراد میاد پیشش و درباره‌ی خیانتی که بهش کرده میگه که: بابای طناز توی شرکتی که کار میکرده با بابای سحر مدیر عامل بوده و یک روز یک چک بزرگی گم میشه که فکر میکنن بابای سحر اون رو برداشته برای همین اخراجش میکنن و بابای...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .REIHANEH.

.REIHANEH.

پرسنل مدیریت
مدیر تالار نقد
سطح
41
 
تاریخ ثبت‌نام
5/1/21
ارسالی‌ها
3,879
پسندها
53,075
امتیازها
71,673
مدال‌ها
46
سن
21
  • مدیر
  • #4
توبه فریب
خلاصه:
مردی سی و هشت ساله به اسم مهراب که زمانی از این مردایی بوده که دائم دعوا میکرده و چاقو میکشیده اما توبه کرده و دیگه دست به کاری نمی‌زنه. مادر پدر مهراب از هم جداشدن و برادرش همراه پدرش زندگی میکنه. با اومدن دختری به اسم روشنک به محله‌ی پایین شهر متوجه میشه که پدر روشنک از بابای مهراب باخته و باید دخترش رو بده به داداش مهراب برای همین اومده توی این محله‌ی پایین شهر تا از دست بابای مهراب در امان باشه. توی این مدت مهراب عاشق روشنک میشه اما چون هم سنش بالا بوده و هم خانواده روشنک اون رو مثل پدرش میدیدن برای همین ازدواجی صورت نگرفت و پایانی...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : .REIHANEH.

.REIHANEH.

پرسنل مدیریت
مدیر تالار نقد
سطح
41
 
تاریخ ثبت‌نام
5/1/21
ارسالی‌ها
3,879
پسندها
53,075
امتیازها
71,673
مدال‌ها
46
سن
21
  • مدیر
  • #5
شوهر تحمیلی
خلاصه:

داستان درباره‌ی دختری به اسم نادیه است. پدر و مادرش واقعی نیستن برای همین اون رو به کسی به اسم محمد و پدر محمد میفروشن. محمد برادری داشته به اسم مهند که مهند عاشق آیلین بوده اینا شب عروسیشون تصادف میکنن مهند میمیره و آیلین حافظه اش رو از دست میده. محمد درحالی که نادیه رو دوست داشته اما مجبور میشه به خاطر پدرش با آیلین ازدواج کنه اما بر اساس یک مدرک قلابی همه میگن آیلین نمیتونه بچه دار بشه برای همین نادیه وارد ماجرا میشه و با تهمتی که به نادیه زده میشه اون با دوتا بچه از ایران میره و از طریق خانمی صاحب اموالی میشه. حالا سالیان زیادی گذشته که بچه‌ها بزرگ شدن و نادیه همراه دخترش و پسرش به ایران برمیگرده که طی اتفاقاتی محمد و دخترش رو...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .REIHANEH.

.REIHANEH.

پرسنل مدیریت
مدیر تالار نقد
سطح
41
 
تاریخ ثبت‌نام
5/1/21
ارسالی‌ها
3,879
پسندها
53,075
امتیازها
71,673
مدال‌ها
46
سن
21
  • مدیر
  • #6
سایه همزاد
خلاصه:

دختری به اسم ویدا که توی یه گروه جاسوسیه. سرپرست این گروه فردی بوده به اسم سیاوش. نازنین که یکی از افراد گروه بوده عاشق سیاوش میشه اما چیزی نمیگه با اومدن ویدا به این گروه سیاوش عاشق ویدا میشه. پنج سال پیش ویدا توی یک آتش سوزی که نازنین برای کشتن ویدا راه انداخته بوده باعث میشه ویدا بره توی کما و از اون به بعد دیگه کاری به این گروه نداره. طبق نقشه نازنین با عمل‌های جراحی خودش رو شبیه به ویدا می‌کنه تا سیاوش عاشقش بشه اما فایده‌ای نداشته. در انتها انتقام نازنین نتیجه‌ای نمیده و نازنین اعدام و سیاوش به دسته ویدا کشته میشه.
نقد:
سلام به نویسنده عزیز. خسته نباشید.
قلم زیبا و...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .REIHANEH.

.REIHANEH.

پرسنل مدیریت
مدیر تالار نقد
سطح
41
 
تاریخ ثبت‌نام
5/1/21
ارسالی‌ها
3,879
پسندها
53,075
امتیازها
71,673
مدال‌ها
46
سن
21
  • مدیر
  • #7
زندگی من از اجبار تا عشق بود
خلاصه:
دلارام توی بچگی گم میشه و خانوده‌ای سرپرستی اون رو به عهده میگیرن. توی سن شانزده سالگی پدر مادر واقعیش پیدا میشن اما بدون اینکه دلارام بدونه اون رو با پسر خاله‌ی جدیده‌ش به عقد هم در میارن و بعد از چند ماجرای کوچک این دو نفر عاشق هم میشن و همه حقایق معلوم میشه.
نقد:
سلام به نویسنده‌ی عزیز خسته نباشید.
قلم نسبتاً خوب بود ولی در سطح پایین.
عنوان کاملاً داستان رو معلوم می‌کرد و خبر از یک ازدواج اجباری رو می‌داد.
نکته‌ای که به شدت مهم هست وجود ژانر معمایی رمان شما هست درحالی که هیچ معمایی توی رمان نبود و تنها معما چرا ازدواج...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .REIHANEH.

Melikadanayii09

کاربر نیمه فعال
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
11/11/20
ارسالی‌ها
520
پسندها
2,639
امتیازها
14,573
مدال‌ها
15
سن
22
  • #8
رمان خاکستر شعله‌ی ققنوس

طناز دختری هست که عاشق شهراده. داستان از اونحایی آغاز میشه که طناز شهراد رو کنار زنی دیگه‌ای میبینه و میفهمه که بهش خ**یا*نت کرده. شهراد طبق نقشه‌ی قبلی داستانی الکی سر هم میکنه که اون چیزی که دیدی دروغه اما طناز باور نمی‌کنه. روزی دوست طناز که سحر نام داشته به طناز زنگ میزنه میگه میخوام ببینمت اما توی راه یه موتوری کیف طناز و میزنه و به طناز آسیب میرسونه که طناز راهی بیمارستان میشه. توی بیمارستان شهراد میاد پیشش و درباره‌ی خیانتی که بهش کرده میگه که: بابای طناز توی شرکتی که کار میکرده با بابای سحر مدیر عامل بوده و یک روز یک چک بزرگی گم میشه که فکر میکنن بابای سحر اون رو برداشته برای همین اخراجش میکنن و بابای سحر همه چیزش و از دست میده و فقیر میشه از اونجایی که...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

.REIHANEH.

پرسنل مدیریت
مدیر تالار نقد
سطح
41
 
تاریخ ثبت‌نام
5/1/21
ارسالی‌ها
3,879
پسندها
53,075
امتیازها
71,673
مدال‌ها
46
سن
21
  • مدیر
  • #9
لجبازی نکن
خلاصه:

رها دختری خشک و سرد که هیراد عاشقش میشه و شب خواستگاری چیز خورش میکنه و به زور بله رو ازش میگیره توی این مسیر هیراد سعی میکنه که رها رو عاشق خودش کنه و در آخر موفق میشه.
نقد:
سلام به نویسنده‌ی عزیز خسته نباشید.
عنوان رمان با ژانر طنز و عاشقانه همخونی و مناسب رمان بود اما تا حدودی کلیشه بود.
قلم روان و وزیبا بود.
شروع داستان و معرفی کردن رها یک کار به شدت و وحشتناک کلیشه‌ای هست که شاید خواننده رو همون لحظه‌ی اول منصرف کنه از خوندنش. به شدت موضوع و اتفاقات داستان از کلیشه پیروی می‌کردن.
ژانر‌های شما به ترتیب عاشقانه و هیجانی و هم خونه‌ای بود. ژانر عاشقانه به...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : .REIHANEH.

YASAMAN.RAZIYAN

مدیر بازنشسته
سطح
22
 
تاریخ ثبت‌نام
8/6/20
ارسالی‌ها
3,288
پسندها
13,362
امتیازها
45,473
مدال‌ها
26
  • #10
رمان شوهر تحمیلی:
با سلام خدمت نویسنده‌ی عزیز
نقد:
اول باید بگم که مهم ترین اشکال رمان شما نداشتن سیر حد نیاز بود. سیر رمان شما به شدت تند بود و قبل از این که یک اتفاق در ذهن خواننده پردازش بشه اتفاق دیگه ای می افتاد. مورد بعدی درموردابتدای رمان بود که آیا واقعا اتفاقات در حال افتادن بود یا نادیه در حال تعریف کردن برای بچه‌هاش؟! اگه مورد دوم باشه که پس چرا بچه ها اصرار داشتن مجرا رو بدونن و نادیه می گفت زندگی شخصیه و نیاز به تعریف... درصورتی که نصفش رو تعریف کرد. مورد بعدی بخشیدن زود هنگام محمد توسط بچه هاش بود! این مورد واقعا غیر قابل باور پذیره که در همون...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : YASAMAN.RAZIYAN
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
عقب
بالا