- تاریخ ثبتنام
- 24/10/18
- ارسالیها
- 588
- پسندها
- 10,052
- امتیازها
- 28,173
- نویسنده موضوع
- مدیر
- #21
[THANKS]
زن این بار دستش را جلوی دهانش گرفت و بلندتر خندید.
- حیف شد. واقعاً دوست داشتم آرومتون کنم. به نظر خیلی مضطرب میاومدید.
زاک، نامحسوس دوباره اطراف را نگاه کرد و این بار لرد را پیدا نمیکرد. و حوصلهٔ این زن چشمسبز را نداشت.
- ممنون. همین حالا هم با حضورتون آروم شدم.
دوباره چشم چرخاند تا لرد را پیدا کند و همان لحظه، ترانهٔ آلن شاو به پایان رسید. همه شروع به دست زدن کردند. زن از کنار زاک نرفته بود و با لبخند، زنان و مردان وسط سالن را نگاه میکرد.
آلن شاو هنوز شروع به نواختن موسیقی دیگری نکرده بود که زن به آرامی پرسید:
- مزاحم ماموریتتون که نیستم.
ماهیچههای صورتش از آن همه لبخند مصنوعی درد داشتند:
- به هیچ عنوان.
زن به آرامی چشم چرخاند به سمت بالاترین نقطهٔ سالن و...
زن این بار دستش را جلوی دهانش گرفت و بلندتر خندید.
- حیف شد. واقعاً دوست داشتم آرومتون کنم. به نظر خیلی مضطرب میاومدید.
زاک، نامحسوس دوباره اطراف را نگاه کرد و این بار لرد را پیدا نمیکرد. و حوصلهٔ این زن چشمسبز را نداشت.
- ممنون. همین حالا هم با حضورتون آروم شدم.
دوباره چشم چرخاند تا لرد را پیدا کند و همان لحظه، ترانهٔ آلن شاو به پایان رسید. همه شروع به دست زدن کردند. زن از کنار زاک نرفته بود و با لبخند، زنان و مردان وسط سالن را نگاه میکرد.
آلن شاو هنوز شروع به نواختن موسیقی دیگری نکرده بود که زن به آرامی پرسید:
- مزاحم ماموریتتون که نیستم.
ماهیچههای صورتش از آن همه لبخند مصنوعی درد داشتند:
- به هیچ عنوان.
زن به آرامی چشم چرخاند به سمت بالاترین نقطهٔ سالن و...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.