مباحث متفرقه درخواست ایده بر اساس ژانر رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع FATEME078❁
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 9
  • بازدیدها بازدیدها 1,690
  • کاربران تگ شده هیچ
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

FATEME078❁

نویسنده افتخاری
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
30/3/17
ارسالی‌ها
2,810
پسندها
67,172
امتیازها
67,073
سن
27
  • نویسنده موضوع
  • #1
به نام قلم

این تاپیک برای اون دسته از افرادی هست که مغزشون قفل کرده ولی باز هم میخوان که رمان بنویسن و در به در به دنبال ایده می‌گردن! و همین‌طور برای اون افرادی هست که ایده دارن ولی وقتی برای نوشتن، نه!

دسته اول می‌تونند درخواست ایده بکنند و دسته دوم میتونند از خلاقیت ‌شون در نوشتن ایده استفاده کنند و به دسته اول کمک کنند.

ذکر نام ایده پرداز در صفحه اول رمان ضروری‌ست!
لطفا پست اسپم نفرستید.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

Reyhaneh.m

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
12/7/18
ارسالی‌ها
767
پسندها
11,336
امتیازها
28,473
  • #2
خب من یه ایده‌(احساس می‌کنم زیاد خوب نیست ولی هر کی خواست بنویسه) دارم که همین الان زد به سرم. ژانر: تخیلی، اجتماعی
داستان راجع به دختریه که بعد از یه تصادف که تا سر حد مرگ میره، متوجه میشه می‌تونه روح آدم‌های مرده رو ببینه و باهاش صحبت کنه. ارواح هم که تنها بودن به هر طریقی می‌خواستن باهاش صحبت کنن و خوشحال بودن که کسی اون‌ها رو می‌بینه. همین باعث میشه دختر داستان هر روز با ارواح زیادی آشنا بشه و داستان زندگی متفاوتشون رو بشنوه. داستان‌های تلخ شیرین، داستان‌های عاشقانه و...
 

|SAGHAR|

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
19/9/18
ارسالی‌ها
546
پسندها
33,994
امتیازها
57,873
سن
21
  • #3
ایده ی همین الان یهویی من:
ژانر: تخیلی

خواهر و برادری هستن که از بچگی یتیم بودن و تو دنیا هیچکسو نداشتن... خواهر بعد ۱۲ سالگی مجبور میشه از برادرش جداشه و یتیم خونه هاشون عوض میشه ... مدتی با نامه از حال هم خبر دار میشن ولی صبرشون تموم میشه... با حروف رمزی ای که قبلا داشتن برای هم نامه مینویسن و قرار میزارن یه شب از یتیم خونه دزدکی برن بیرون و همدیگه رو ببینن ولی برای هر کدوم توی راه برای رسیدن به مکان ذکر شده ی توی نامه اتفاقی شگفت انگیز میوفته( با توجه به علاقه ی نویسنده.. دیدن حاله ی نور یا هرموجود جالبی که اونا رو به جایی مشترک منتقل کنه) میرن به جای دیگه ای و اونجا تلاش برای آزادی از دنیای جدید و زنده موندنشون در این راه تلاش میکنن و همدیگه رو پیدا میکنن و با هم ادامه میدن...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

FATEME078❁

نویسنده افتخاری
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
30/3/17
ارسالی‌ها
2,810
پسندها
67,172
امتیازها
67,073
سن
27
  • نویسنده موضوع
  • #4
ژانر: طنز، اجتماعی
یه جورایی طنز تلخ هست. داستان یه خانه سالمندان که هر فصلش درمورد زندگی گذشته یکی از افراد اونجاست. داستان یکی میتونه عاشقانه باشه، داستان یکی از یه شکست مالی بگه، یکی نویسنده بوده و حالا کسی نمیشناستش، یکی خواننده و...

خودم خیلی دوست داشتم این موضوع رو رمان کنم ولی وقتم محدود بود و نشد...
 
آخرین ویرایش

Maryam.chitsazi

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
17/7/19
ارسالی‌ها
15
پسندها
142
امتیازها
490
سن
20
  • #5
ژانر: عاشقانه، طنز، اجتماعی
این رمان در مورد دختری هست که در پایین شهر شیراز زندگی میکنه با خانواده اش.
وضع مالی خوبی ندارند اما دستشون به دهنشون میرسه.
این دختر رشته ی پزشکی و تو شیراز میاره اما برای خرج و مخارج دانشگاه و زندگی تصمیم میگیره تا کار کنه تو یک شرکت منشی بشه. اما به خانواده اش نمیگه تا بتونه غرور اونا رو حفظ کنه.
این ایده نیاز به بال و پر داره اگه بهش بال و پر بدید به خواست خدا رمان خوبی میشه.
 

Maryam.chitsazi

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
17/7/19
ارسالی‌ها
15
پسندها
142
امتیازها
490
سن
20
  • #6
ژانر: عاشقانه، طنز، اجتماعی
در مورد دختری هست که ترم دوم در رشته ی وکالت و داره تحصیل میکنه تا اینکه استاد برای بچه های کلاس که سی نفر هستن سی پرونده میاره که شخصیت دختر اصلی اون پرونده سختِ رو برمیداره و طی مدت حل پرونده عاشق برادر متحم میشه بعد دختر میتونه برادر و نجات بده و پایانشم بستگی به نویسنده داره.
 

«arezoo»

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
27/8/19
ارسالی‌ها
66
پسندها
626
امتیازها
3,678
  • #7
ژانر:طنز-تخیلی-عاشقانه
نامشم میتونید(عملیات من)بذارید
درباره دختری به اسم آروشا که به ناخواسته وارد یه جهان دیگه میشه و به عنوان قهرمان اون جهان باید در برابر شنل پوش قدرتمند ترین جادوگر اون جهان وایسته.حالا تو این هیری ویری دختره عاشق شنل پوش ما میشه خالی از لطف نیست که جاسپر(شنل پوش) هم عاشق دختره میشه حالا دختره نمیدونه جاسپر همون شنل پوشه و پسره هم نمیدونه که دختره همون قاتلشه پایانشم دیگه بستگی به نویسنده داره
 

•Mrym•

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
15/10/19
ارسالی‌ها
1,082
پسندها
5,081
امتیازها
23,673
  • #8
رمان: من میرم
ژانر: اجتماعی، مذهبی
این رمان می‌تونه در مورد پسری باشه که علاقه زیادی به جنگ رفتن داره و تو خواب خیالش جنگ و می‌بینه پس یک روز تصمیم می‌گیره بره بجنگه.
بدون اطلاع به خانواده‌اش میره تمام کارهای ثبت نام رو انجام می‌ده تا برای جنگ بره چون تو کشورش ایران هیچ جنگی نبوده برای مدافع حرم بودن میره و در آخر...
به نویسنده بستگی داره.
 

پرینز اوپال

مدیر بُعد میانه
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
21/5/19
ارسالی‌ها
6,172
پسندها
15,512
امتیازها
61,873
  • مدیر
  • #9
ژانر:علمی و تخیلی
این رمان در سال 2070 اتفاق می افتد که زمین فضا پیمایی را شامل 4 نفر(2زن و2مرد) به فضا می فرستد تا سیاره ای را برای زندگی پیدا کنند انها نیز از طریق سیاه چاله ای به جایی می روند و سیاره‌ای را پیدا می کنند که مثل زمین است و حتی قمر های آن نیز همانند خود سیاره است و می تواند برای سکونت از آن استفاده کرد تا اینکه می فهمند نوعی موجود در این سیاره زندگی می کن بسیار شبیه به انسان است و تنها تفاوت آن‌ها با انسان ها جثه آنها است که...
نویسنده عزیز می تواند از این ایده استفاده کند و خودش هرطور می خواهد می تواند آن را تغییر دهد
 

Afsaneh.Norouzy

نویسنده افتخاری
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
4/6/19
ارسالی‌ها
4,279
پسندها
100,361
امتیازها
74,373
  • #10
تاپیک بسته شد
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
عقب
بالا