سخن بزرگان سخن بزرگان | آنتوان دوسنت اگزوپری

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع ASaLi_Nh8ay
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 76
  • بازدیدها بازدیدها 1,016
  • کاربران تگ شده هیچ

ASaLi_Nh8ay

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
18/7/18
ارسالی‌ها
6,345
پسندها
16,941
امتیازها
78,373
سن
23
  • نویسنده موضوع
  • #11
شکوه و بزرگی یک پیشه، شاید پیش از هر چیز، در یکی شدن روح‌هاست و این، یک شکوه راستین است؛ شکوه مناسبات روابط انسانی.

***
فقط گامی که به پیش برمی‌داریم، می‌تواند رهایی‌بخش باشد.​
 

ASaLi_Nh8ay

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
18/7/18
ارسالی‌ها
6,345
پسندها
16,941
امتیازها
78,373
سن
23
  • نویسنده موضوع
  • #12
شکوه و بزرگی یک پیشه، شاید پیش از هر چیز، در یکی شدن روح‌هاست و این، یک شکوه راستین است؛ شکوه مناسبات روابط انسانی.


فقط گامی که به پیش برمی‌داریم، می‌تواند رهایی‌بخش باشد.
 

ASaLi_Nh8ay

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
18/7/18
ارسالی‌ها
6,345
پسندها
16,941
امتیازها
78,373
سن
23
  • نویسنده موضوع
  • #13
شما هیچ به گل من نمی مانید. شما هنوز هیچ چیز نشده اید. کسی شما را اهلی نکرده و شما نیز کسی را اهلی نکرده اید. برای شما نمی توان مُرد. البته گل سرخ من هم در نظر یک رهگذر عادی به شما می ماند، اما او به تنهایی از همه ی شما برتر است؛ زیرا او گل سرخ من است.


یک انسان، تنها می تواند با قلبش به درستی ببیند؛ چیزی که لازم و ضروری باشد، با چشم دیده نمی شود.​
 

ASaLi_Nh8ay

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
18/7/18
ارسالی‌ها
6,345
پسندها
16,941
امتیازها
78,373
سن
23
  • نویسنده موضوع
  • #14
انتقال نامه ها . انتقال صدای انسان . انتقال تصاویر متحرک در این قرن

مانند تمام قرن های پیشین . عظیم ترین کار به انجام رسیده

اما هنوز همان هدف یگانه از بین بردن فاصله ها میان انسان ها را دارد.​
 

ASaLi_Nh8ay

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
18/7/18
ارسالی‌ها
6,345
پسندها
16,941
امتیازها
78,373
سن
23
  • نویسنده موضوع
  • #15
آدمها فکر میکنند اگر یک بار دیگر بدنیا بیایند جور دیگری زندگی میکنند

شاد و خوشبخت و کم اشتباه خواهند بود . فکر میکنند میتوانند همه چیز را از نو بسازند

محکم و بی نقص .. اما حقیقت ندارد

اگر ما جسارت طور دیگری زندگی کردن را داشتیم . اگر قدرت تغییر کردن را داشتیم

اگر آدم ساختن . بودیم از همینجا شروع می کردیم و از اینجا به بعد زندگی مان را تغییر میدادیم​
 

~•°REZ-FA°•~

مدیر آزمایشی نقد + ناظر کتاب
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
4/9/18
ارسالی‌ها
2,525
پسندها
11,325
امتیازها
37,173
  • مدیر
  • #16
پدرم این‌گونه با من حرف می‌زد وادارشان کن دسته‌جمعی برجی بسازند، آن‌وقت آن‌ها را به برادرانت تبدیل کرده‌ای. اما اگر می‌خواهی از یکدیگر متنفر باشند، برای‌شان دانه بریز.
***
چون آن‌چه تو حاضری در راهش بمیری، تنها چیزی است که می‌توانی با آن زندگی کنی.
 

~•°REZ-FA°•~

مدیر آزمایشی نقد + ناظر کتاب
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
4/9/18
ارسالی‌ها
2,525
پسندها
11,325
امتیازها
37,173
  • مدیر
  • #17
این روح است که به خواب می‌رود و فرد موجودیتش را از دست می‌دهد. زیرا ملال به‌هیچ‌وجه تأسف‌آور نیست. تأسف خوردن برای عشق همواره خود عشق است… و اگر عشقی در کار نباشد، تأسفی هم وجود نخواهد داشت. تو فقط با آن ملالی سروکار پیدا می‌کنی که مرحله‌ایست از اشیاء و اشیاء چیزی ندارند که به تو بدهند.
 

~•°REZ-FA°•~

مدیر آزمایشی نقد + ناظر کتاب
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
4/9/18
ارسالی‌ها
2,525
پسندها
11,325
امتیازها
37,173
  • مدیر
  • #18
از چی باید متأسف باشم. از این دست و پای سالم خاطره‌ها دارم. ولی سراسر زندگی متولد شدن است. آدم خودش را آن‌گونه که هست با آن وفق می‌دهد. آیا هرگز تأسف دوران کودکی، یا پانزده سالگی یا سن بلوغ فکری‌ات را خورده‌ای؟ این تأسف‌ها از آنِ شعرای بی‌مایه است. در زندگی تأسفی وجود ندارد، در عوض لطافت اندوه هست که به‌هیچ‌وجه رنج‌آور نیست، بلکه عطری است در گلدانی که آب درونش تبخیر شده. البته موقعی که یک چشمت را از دست می‌دهی، عزا می‌گیری، زیرا هر نقص عضوی دردناک است. ولی با یک چشم در زندگی راه رفتن به‌هیچ‌وجه غم‌آور نیست. نابیناهایی را دیده‌ام که خنده از لب‌هاشان دور نمی‌شود. آدم می‌تواند خوشبختی‌اش را به یاد داشته باشد… .
 

~•°REZ-FA°•~

مدیر آزمایشی نقد + ناظر کتاب
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
4/9/18
ارسالی‌ها
2,525
پسندها
11,325
امتیازها
37,173
  • مدیر
  • #19
تا آن‌جا که می‌دانم درخت سیب، تاک را تحقیر نمی‌کند و نه نخل، سرو را. اما هریک تا آن‌جا که می‌تواند خود را در زمین استوار می‌کند و ریشه‌هایش را با دیگران درهم نمی‌آمیزد.
***
اگر می‌بینی درخت سرو پروبال می‌گشاید و بارور می‌شود به این خاطر است که از خورشید نیرو می‌گیرد، هرچند خورشید برایش مفهومی نداشته باشد.
 

~•°REZ-FA°•~

مدیر آزمایشی نقد + ناظر کتاب
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
4/9/18
ارسالی‌ها
2,525
پسندها
11,325
امتیازها
37,173
  • مدیر
  • #20
آن‌ها در خوشبختی واهی‌شان که از اموالی که در اختیار داشتند ناشی می‌شد، می‌گندیدند. حال آن‌که خوشبختی چیزی نیست جز گرمای تلاش‌ها و خشنودی آفرینش. آن‌هایی که هیچ چیزی از خودشان مایه نمی‌گذارند و غذاشان را از دیگری دریافت می‌کنند، حتا اگر بهترین و لذیذترین غذاها باشد، آن‌هایی که کلک می‌زنند و به شعرهای بیگانگان گوش می‌دهند بی‌آن‌که شعری از خودشان بسرایند، از آبادی بهره می‌گیرند بی‌آن‌که احیایش کنند و سرودهای مذهبی‌ای را که برای‌شان ساخته‌اند می‌خوانند، آن‌ها افسارشان را در طویله‌ها به آخورها می‌بندند و چون تا حد چهار پایان تنزل کرده‌اند، آماده‌اند برای برده شدن… .»
 
عقب
بالا