شاعرغیرپارسی دفتر شعر|ریچارد براتیگان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع mahdllix
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 4
  • بازدیدها بازدیدها 484
  • کاربران تگ شده هیچ

mahdllix

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
27/6/18
ارسالی‌ها
553
پسندها
7,012
امتیازها
24,673
  • نویسنده موضوع
  • #1
|•به نام خدا•|

QuotePhoto50826858.jpg
 
آخرین ویرایش

mahdllix

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
27/6/18
ارسالی‌ها
553
پسندها
7,012
امتیازها
24,673
  • نویسنده موضوع
  • #2
کاش موهایت

نقشه‌هایی از جغرافیایی تازه

رویم بریزد.

بعد،

هر جا بروم

مثل مویت زیباست!
 

mahdllix

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
27/6/18
ارسالی‌ها
553
پسندها
7,012
امتیازها
24,673
  • نویسنده موضوع
  • #3
ته سیگار

یک ته سیگار، چیز قشنگی نیست.

مثل درخت‌های سر به فلک کشیده نیست،

مثل علفزار سبز یا گل‌های جنگلی.

مثل یک آهوبره نجیب نیست،

مثل یک پرنده آوازه‌خوان یا یک خرگوش چالاک.

اما حالا هیچ یک از اینها نیستند

و به جای جنگل/ دنیایی سیاه مانده

از درخت‌های نیم‌سوز و لاشه‌های گندیده ـ

بقایای یک جنگل‌سوزی دیگر.

یک ته سیگار، چیز قشنگی نیست.
 

mahdllix

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
27/6/18
ارسالی‌ها
553
پسندها
7,012
امتیازها
24,673
  • نویسنده موضوع
  • #4
شامگاهانی فراوان

پیرزنی/ می‌نشیند بر صندلی گهواره‌ای

در ایوانِ کلبه‌ای قدیمی.

ستاره‌ها را تماشا می‌کند

که فانوس‌هاشان را

در آسمانِ پاک شامگاهی

فرازِ صنوبرانِ تپه

می‌افروزند.

پیرزن/ به یاد دارد

شامگاهانی فراوان را.
 

mahdllix

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
27/6/18
ارسالی‌ها
553
پسندها
7,012
امتیازها
24,673
  • نویسنده موضوع
  • #5
نخستین ستاره در رودخانه شفق

رودخانه شفق

جاری شد بر تپه‌ها

و پوشاند دره را با آب زلال خنکش.

کنار برادر کوچکم نشستم در ایوان

و برایش قصه گلی را گفتم

که عاشق یک ستاره شد.

قصه را که تمام کردم،

برادرم به نخستین ستاره در رودخانه شفق

اشاره کرد

و گفت:

«این همون ستاره س؟»
 
عقب
بالا