مشاعره مشاعره مشروط (واژگان)

شَفَــق

عکاس انجمن
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
29/10/18
ارسالی‌ها
1,597
پسندها
59,660
امتیازها
63,073
سن
23
  • #11
در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل
حات ... وای عربیه من نمیتونم بتایپمش
حاتالسبوع حبو یا ایها السکارا حالا هرچی بود
کوزه
 

MAHKAME _R

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/2/19
ارسالی‌ها
1,052
پسندها
11,880
امتیازها
34,373
  • #12
از کوزه‌گری کوزه خریدم باری
آن کوزه سخن گفت ز هر اسراری
شاهی بودم که جام زرینم بود
اکنون شده‌ام کوزه هر خماری
خیام
اسمان
 

Maryam @

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
4/6/18
ارسالی‌ها
224
پسندها
3,246
امتیازها
16,633
  • #13
اسمان فرصت پرواز بلندیست
قصه این است تا چه اندازه کبوتر باشی
بهار
 

MAHKAME _R

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/2/19
ارسالی‌ها
1,052
پسندها
11,880
امتیازها
34,373
  • #14
صبا به تهنیت پیر می‌فروش آمد
که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد

هوا مسیح نفس گشت و باد نافه گشای
درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد

تنور لاله چنان بر فروخت باد بهار
که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد

به گوش هوش نیوش از من و به عشرت کوش
که این سخن سحر از هاتفم به گوش آمد

ز فکر تفرقه باز آن تا شوی مجموع
به حکم آنکه جو شد اهرمن، سروش آمد

ز مرغ صبح ندانم که سوسن آزاد
چه گوش کرد که باده زبان خموش آمد

چه جای صحبت نامحرم است مجلس انس
سر پیاله بپوشان که خرقه پوش آمد
#حافظ#
انسان
 

Haniie

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
22/6/18
ارسالی‌ها
1,132
پسندها
10,805
امتیازها
38,673
  • #15
گویاترم ز بلبل اما ز رشک عام
مهر است بر دهانم و افغانم آرزوست

دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

گفتند یافت می‌نشود جسته‌ایم ما
گفت آنک یافت می‌نشود آنم آرزوست

| مولانای جان |

آرزو
 

شَفَــق

عکاس انجمن
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
29/10/18
ارسالی‌ها
1,597
پسندها
59,660
امتیازها
63,073
سن
23
  • #16
تا عاشقان به بوی نسیمش دهند جان
بگشود نافه‌ای و در آرزو ببست
درمان
 

sara.gh

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
22/8/18
ارسالی‌ها
1,341
پسندها
12,909
امتیازها
40,673
  • #17
بگفتم درد من درمان کن ای دوست
بگفتا درد تو درمان ندارد
اگر باشد برای درد درمان
دوای درد تو درد است و درد است

غزل
 

شرور

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
18/8/18
ارسالی‌ها
734
پسندها
14,348
امتیازها
31,973
  • #18
بگفتم درد من درمان کن ای دوست
بگفتا درد تو درمان ندارد
اگر باشد برای درد درمان
دوای درد تو درد است و درد است

غزل
خواستم که بگویم شعر به مثنوی یا غزل
آمد از سوی پروردگارم آن فرشته اجل
کم گوی و گزیده گویی تنگ است وقت
تمام گر نشود شعرت خواهی شد خجل

شرور
 

MAHKAME _R

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/2/19
ارسالی‌ها
1,052
پسندها
11,880
امتیازها
34,373
  • #19
دیشب
برای دل گدا گشنه ام
اندکی غصه
یک پیاله خیال
یک فنجان عشق
با شام لو خواندام
چقدر لذیذ...!
از دیشب
چیزی شبیه شکایت
یا شاید تکه شعری شرور
لایه دندان هایم گیر کرده است
#مرتضی محمودی #
خشم
 

شَفَــق

عکاس انجمن
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
29/10/18
ارسالی‌ها
1,597
پسندها
59,660
امتیازها
63,073
سن
23
  • #20
تو خواهی خشم بر ما گیر و خواهی چشم بر ما کن
که ما را با کسی دیگر نمانده‌ست از تو پروایی
نپندارم که سعدی را بیازاری و بگذاری
که بعد از سایه لطفت ندارد در جهان جایی
عشق
 
عقب
بالا