متفرقه تاپیک جامع دلنوشته های شما | انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع atiyeh
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 215
  • بازدیدها بازدیدها 12,906
  • کاربران تگ شده هیچ

atiyeh

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
16/8/18
ارسالی‌ها
465
پسندها
2,942
امتیازها
14,573
  • نویسنده موضوع
  • #1
《غصه میخورد که من حال خرابی دارم
از همین غصه ی من پیر شد و حرف نزد》
ای مهربانم ای مادرم ای آنکه تو را به اندازه تمام روزهای که سپری کرده ای و سپری کرده ام دوست دارم ای که تو مظهر هر چه زیبایی است دوستت دارم.
احساس میکنم خدایم تو را ویژه آفریده و قدری بیشتر روی تو کار کرده است که این گونه آهنگین آفریده شده ای تو از همان ابتدا درست را به خوبی آموخته ای مهربانی کردن و فداکاری برای من تا همیشه. همیشه نقشت را به خوبی ایفا کرده ای و حقا که بهترین هنرمند در این صحنه ی گیتی هستی.چگونه میتوانی اینقدر خوب نقشت را بازی کنی؟، چگونه این حجم از مهربانی در تو زیبای من نهادینه شده است؟
حقا که سپاس از آن خدایی است که تو را برای این نقش این چنین هنرمندانه آفرید و برگزید،حقا که مستحق این همه ستایش و...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

نگین قاسمی

مدیر ارشد بازنشسته
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
26/7/18
ارسالی‌ها
2,021
پسندها
60,536
امتیازها
77,373
سن
29
  • #2
به نام او



در این تاپیک شما کاربران می‌توانید دلنوشته هایی با قلم خودتون قرار بدید

تاپیک صرفا برای شماست که تمایل ندارید دلنوشته هاتونو تاپیک کنید و متعهد به فعالیت در ان باشید.

..
✘دلنوشته ها حتمن زایده ذهن خودتون باشه✘

 

* DoHaBr *

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
31/7/18
ارسالی‌ها
888
پسندها
9,899
امتیازها
30,873
  • #3
دستان پرمهرت را غرق بوسه کرده‌ام؛
تا بتوانم این باری که در سفر آخرت،
درپیش دارم سبک‌تر کنم!
نتوانم که از دیدن چهره‌ی معصوم چروکیده‌ات،
دست بکشم؛
و از این فرصت بهره‌ای نبرم!
 
آخرین ویرایش

* DoHaBr *

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
31/7/18
ارسالی‌ها
888
پسندها
9,899
امتیازها
30,873
  • #4
می‌نویسم!
می‌نویسم برای دلی که؛
خود برای خود می‌گذراند!
می‌گذارند زندگی‌ را همراه با،
سختی‌هایش، پستی و بلندی‌هایش
و چیز‌هایی که آن را در این راه سست می‌کردند!
گرچه،
او در تله‌ی این دنیا،
موفق شد؛
و در آزمایش پروردگار،
با‌ هر شرایطی
موفق به کسب نمره‌ی قبولی شد!
 

Mahan@

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
2/8/18
ارسالی‌ها
551
پسندها
10,272
امتیازها
28,173
  • #5
دلتنگ روزهای از دست رفته ام.......

کیست شادی به دلم باز گرداند.....

کیست لبخند به لبم بنشاند.......

چشمانم پر از ناامیدیست......

قلبم پر از کینه....‌‌‌‌

ایا بیتابی اسمان برای باریدن را دیده اید؟..‌.

هوای دلم گرفته چشمانم تمنای باران میکنند...

این میان کسی هست که قلبه شکسته ام را مرحم باشد..

دستی هست که شانه ام را فشرده بگویید:


من همیشه پشتت هستم...

تنها نیستی گریه کن من تااخرش کنارت مینشینم


خدایا تنها هستم به اندازه ی بزرگی و عظمت تو تنها هستم یاریم کن

چشمان هیچ مردی گریان نباشد
 

DabriA

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
9/12/18
ارسالی‌ها
424
پسندها
14,585
امتیازها
31,283
  • #6
نادیده گرفتیم
فکر کردن کوریم..
 

* DoHaBr *

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
31/7/18
ارسالی‌ها
888
پسندها
9,899
امتیازها
30,873
  • #7
چشمانی که تیره‌ و تار شدند؛
و دیگر توانی برای دیدن ندارند؛
تنها به شفاعت دستانی نیاز دارد؛
که از بزرگی
کسی دیگر، شکوفا شدند؛
عظمتی که،
قابل شمارش نیستند؛
تنهای برای تو گسترده شدند!
پس نفسی دوباره بگیر،
و به زندگی‌ پرشکوهت برگرد!
 

Mahan@

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
2/8/18
ارسالی‌ها
551
پسندها
10,272
امتیازها
28,173
  • #8
اتش زدند جانم را

مگر غرور بیجا نتیجه ای جز این دارد
 

DabriA

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
9/12/18
ارسالی‌ها
424
پسندها
14,585
امتیازها
31,283
  • #9
همان زمانه که هرگز نخواست شادی مرا.....
 

* DoHaBr *

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
31/7/18
ارسالی‌ها
888
پسندها
9,899
امتیازها
30,873
  • #10
چرخِ فلک
ما را با خود وفق نداد!
هنگامی که تمنا می‌کردیم؛
تا از چرخ آن ما را بیرون بکشید؛
با‌ پوزخندی از ما پذیرایی می‌کردید؛
و ما هم نیز کاری جز تماشای ادامه‌ی مهمانی نداشتیم!
حال، خود شما دچار این اتفاق شدید؛
و ما دوباره نیز همانند مهمانی که؛
کاری جز تماشا کردن ندارند؛
پذیرای شما هستیم!

خوآستم یه چی گفته باشم ! :roflym:
 
عقب
بالا