مشاعره مشاعره با اشعار سهراب سپهری

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع ژینا
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 188
  • بازدیدها بازدیدها 8,263
  • کاربران تگ شده هیچ

m.sina

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
  • #171
تو مرا یاد کنی یا نکنی
باورت گر بشود گر نشود
حرفی نیست اما
نفسم میگیرد
در هوایی که نفس های تو نیست...
تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی، همت کن
و بگو ماهی‌ها حوضشان بی آب است
 

ᎴᏋᏝᏗᏒᏗᎷ

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
1/9/23
ارسالی‌ها
3,082
پسندها
27,172
امتیازها
55,673
  • #172
تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی، همت کن
و بگو ماهی‌ها حوضشان بی آب است
تو مرا آزردی
که خودم کوچ کنم از شهرت
تو خیالت راحت میروم از قلبت
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
  • #173
تو مرا آزردی
که خودم کوچ کنم از شهرت
تو خیالت راحت میروم از قلبت
تو به من میخندی و به خود میگویی
باز می اید و میسوزد از این عشق
ولی بر نمی گردم نه
میروم انجا که دلی بهر دلی تب دارد
عشق زیباست و حرمت دارد
 

ᎴᏋᏝᏗᏒᏗᎷ

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
1/9/23
ارسالی‌ها
3,082
پسندها
27,172
امتیازها
55,673
  • #174
تو به من میخندی و به خود میگویی
باز می اید و میسوزد از این عشق
ولی بر نمی گردم نه
میروم انجا که دلی بهر دلی تب دارد
عشق زیباست و حرمت دارد
دچار آن رگ پنهان رنگ‌ها هستی.
ـ دچار یعنی…
ـ عاشق.
ـ و فکر کن که چه تنهاست
اگر ماهی کوچک، دچار آبی دریای بیکران باشد.
ـ چه فکر نازک غمناکی!
ـ و غم تبسم پوشیده نگاه گیاه است.
و غم اشاره محوی به رد وحدت اشیاست.ـ خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
  • #175
دچار آن رگ پنهان رنگ‌ها هستی.
ـ دچار یعنی…
ـ عاشق.
ـ و فکر کن که چه تنهاست
اگر ماهی کوچک، دچار آبی دریای بیکران باشد.
ـ چه فکر نازک غمناکی!
ـ و غم تبسم پوشیده نگاه گیاه است.
و غم اشاره محوی به رد وحدت اشیاست.ـ خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند
دیریست بیشتر
وقت خود را در خانه میگذرانم
از بر خورد ها با این و ان کاسته ام
اگر یاران چون درخت بید خانه مان
کم حرف بودند
هر روز به دیدارشان میرفتم
 

Sadat.t

مدیر بازنشسته‌ی آیین و میراث
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
30/9/20
ارسالی‌ها
3,777
پسندها
5,456
امتیازها
35,773
  • #176
دیریست بیشتر
وقت خود را در خانه میگذرانم
از بر خورد ها با این و ان کاسته ام
اگر یاران چون درخت بید خانه مان
کم حرف بودند
هر روز به دیدارشان میرفتم
من پر از نورم و شن
و پر از دار و درخت
پرم از راه، از پل، از رود، از موج
پرم از سایه برگی در آب
چه درونم تنهاست
 

m.sina

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
  • #177
من پر از نورم و شن
و پر از دار و درخت
پرم از راه، از پل، از رود، از موج
پرم از سایه برگی در آب
چه درونم تنهاست

من پر از نورم و شن
و پر از دار و درخت
پرم از راه، از پل، از رود، از موج
پرم از سایه برگی در آب
چه درونم تنهاست
تو به آیینه،
نه آیینه به تو خیره شده ست
تو اگر خنده کنی او به تو خواهد خندید
و اگر بغض کنی
آه از آیینه دنیا که چه ها خواهد کرد
 

ᎴᏋᏝᏗᏒᏗᎷ

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
1/9/23
ارسالی‌ها
3,082
پسندها
27,172
امتیازها
55,673
  • #178
تو به آیینه،
نه آیینه به تو خیره شده ست
تو اگر خنده کنی او به تو خواهد خندید
و اگر بغض کنی
آه از آیینه دنیا که چه ها خواهد کرد
دنگ دنگ
ساعت گیج زمان در شب عمر
می زند پی در پی زنگ
زهر این فکر که این دم گذر است
می شود نقش به دیوار رگ هستی من
لحظه ها می گذرد
آنچه بگذشت، نمی آید باز
قصه ای هست که هرگز دیگر
نتواند شد آغاز
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

Sadat.t

مدیر بازنشسته‌ی آیین و میراث
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
30/9/20
ارسالی‌ها
3,777
پسندها
5,456
امتیازها
35,773
  • #179
تو به آیینه،
نه آیینه به تو خیره شده ست
تو اگر خنده کنی او به تو خواهد خندید
و اگر بغض کنی
آه از آیینه دنیا که چه ها خواهد کرد
دو قدم مانده به گل،
پای فواره جاوید اساطیر زمین می‌مانی
و تو را ترسی شفاف فرا می‌گیرد.
در صمیمیت سیال فضا، خش‌خشی می‌شنوی:
کودکی می‌بینی
رفته از کاج بلندی بالا، جوجه بردارد از لانه نور
و از او می‌پرسی
خانه دوست کجاست.»
 

m.sina

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
  • #180
دنگ دنگ
ساعت گیج زمان در شب عمر
می زند پی در پی زنگ
زهر این فکر که این دم گذر است
می شود نقش به دیوار رگ هستی من
لحظه ها می گذرد
آنچه بگذشت، نمی آید باز
قصه ای هست که هرگز دیگر
نتواند شد آغاز
زندگـی فهم نفهمیدن‌ هاست
آسمان نور خدا عشق سعادت با ماست
در نبندیم به نور
در نبندیم به آرامش پرمهر نسیم
زندگی رسم پذیرایی از تقدیر است
 
عقب
بالا