مجموعه اشعــار دِلبــَرانــِه

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع * DoHaBr *
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 24
  • بازدیدها بازدیدها 1,843
  • کاربران تگ شده هیچ

احســاساتت در چـه‍ سطحـی قرار داره‍ *-*

  • 0 :|

    رای 1 10.0%
  • 25 :|

    رای 0 0.0%
  • 50 :/

    رای 1 10.0%
  • 75 :)

    رای 4 40.0%
  • 100 :)

    رای 4 40.0%
  • غــیره‍ ... :)))

    رای 2 20.0%

  • مجموع رای دهندگان
    10
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

* DoHaBr *

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
31/7/18
ارسالی‌ها
888
پسندها
9,899
امتیازها
30,873
  • نویسنده موضوع
  • #11
یــار
هــی یــار، یـــار!
این جا اگرچه گاه،
گل به زمستانِ خسته … خــار می‌شود
این جا اگرچه روز
گاه چون شب تار می‌شود،
اما بهــار میشود،
مــن دیده ام که می گویم!
 

* DoHaBr *

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
31/7/18
ارسالی‌ها
888
پسندها
9,899
امتیازها
30,873
  • نویسنده موضوع
  • #12
اعتبار تو به حضورت نیست،
دور هم که باشی
باز دوست داشتنی ترین هستی…
آیا بهشـــــــتی
که میگویــند..
جایی بهتر از آغـــــــوشـ توستـــــ؟
 

* DoHaBr *

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
31/7/18
ارسالی‌ها
888
پسندها
9,899
امتیازها
30,873
  • نویسنده موضوع
  • #13
الهی ...
دلی ده ...
که در راه تو ...
جان بازیم ...
 

* DoHaBr *

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
31/7/18
ارسالی‌ها
888
پسندها
9,899
امتیازها
30,873
  • نویسنده موضوع
  • #14
بوسیدمش!
دیگر هراس نداشتم جهان پایان یابد ...
من از جهان سهمم را گرفته بودم...!
 

* DoHaBr *

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
31/7/18
ارسالی‌ها
888
پسندها
9,899
امتیازها
30,873
  • نویسنده موضوع
  • #15
با تو یـــ ـ ـــآد هیچکس نبود رهـــآ *-*
ای خداونــد بلند مرتبه‍
مرآ در این گیتـی به دندان بگـیر
 

* DoHaBr *

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
31/7/18
ارسالی‌ها
888
پسندها
9,899
امتیازها
30,873
  • نویسنده موضوع
  • #16

ای لب لعلت ز آب زندگانی برده آبر ما ز چشم می‌پرستت م**س.ت و چشمت م**س.ت خواب
گر کنم یک شمه در وصف خط سبزت سوادر روی دفتر گردد از نوک قلم پر مشک ناب
در بهشت ار زانکه برقع برنیندازی ز رخ ر روضة رضوان جهنم باشد و راحت عذاب
وقت رفتن گر روم با آتش عشقت به خاکر روز محشر در برم بینی دل خونین کباب
صبحدم چون آسمان در گردش آرد جام زرردر گمان افتم که خورشیدست یا جام ش*ر..اب
هر دمی روی از من مسکین بتابی از چه روی؟ر هر زمان از درگه خویشم برانی از چه باب؟
گر دلی داری، دل از رندان بیدل برمگیرر ور سری داری، سر از مستان بیخود برمتاب
از تو «خواجو» غایبست، اما تو با او در حضورر عالمی در حسرت آبی و عالم
غرق آب.
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

* DoHaBr *

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
31/7/18
ارسالی‌ها
888
پسندها
9,899
امتیازها
30,873
  • نویسنده موضوع
  • #17
یاد داری كه ز من خنده كنان پرسیدی

چه ره آورد سفر دارم از این راه دراز؟

چهره ام را بنگر تا بتو پاسخ گوید

اشگ شوقی كه فرو خفته به چشمان نیاز

چه ره آورد سفر دارم ای مایه عمر؟
 

* DoHaBr *

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
31/7/18
ارسالی‌ها
888
پسندها
9,899
امتیازها
30,873
  • نویسنده موضوع
  • #18
سینه ای سوخته در حسرت یك عشق محال

نگهی گمشده در پرده رؤیائی دور

پیكری ملتهب از خواهش سوزان وصال

چه ره آورد سفر دارم ... ای مایه عمر؟

دیدگانش همه از شوق درون پر آشوب
 

* DoHaBr *

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
31/7/18
ارسالی‌ها
888
پسندها
9,899
امتیازها
30,873
  • نویسنده موضوع
  • #19
لب گرمی كه بر آن خفته به امید و نیاز

بوسه ای داغتر از بوسه خورشید جنوب

ای بسا در پی آن هدیه كه زیبنده توست

در دل كوچه و بازار شدم سرگردان

عاقبت رفتم و گفتم كه ترا هدیه كنم
 

* DoHaBr *

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
31/7/18
ارسالی‌ها
888
پسندها
9,899
امتیازها
30,873
  • نویسنده موضوع
  • #20
پیكری را كه در آن شعله كشد شوق نهان

چو در آئینه نگه كردم، دیدم افسوس

جلوه روی مرا هجر تو كاهش بخشید

دست بر دامن خورشید زدم تا بر من

عطش و روشنی و سوزش و تابش بخشید

حالیا ... این منم این آتش جانسوز...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
عقب
بالا