کامل شده مجموعه اشعار خواب های طلایی | مسیحه کابر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع مسیحه
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 61
  • بازدیدها بازدیدها 4,507
  • کاربران تگ شده هیچ
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

مسیحه

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
8/9/18
ارسالی‌ها
448
پسندها
5,063
امتیازها
21,773
  • نویسنده موضوع
  • #41
فرشته ای معصوم !
در پاکی آسمان
خبر از قاصدکی می دهد
که با خورشید پیوندبسته است
ومن خاطره ی این شب را
را با واژه های عشق
برای تو نامه میکنم
پست کنم ؟؟؟
 

مسیحه

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
8/9/18
ارسالی‌ها
448
پسندها
5,063
امتیازها
21,773
  • نویسنده موضوع
  • #42
میخندی گریه میکنی بی تفاوتی ؟
برایم دیگر هیچ مهم نیست
من هستم ویک مشت
آرزوهای مچاله شده ای ذهن آشفته ام
نفس ستاره ی شبم قطع شد
بیکباره همه جارا روشنایی پر کرد
به خیالم یک لحظه تو آمدی ؟
چه خیال واهی
گفتند شهاب بود ....
 

مسیحه

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
8/9/18
ارسالی‌ها
448
پسندها
5,063
امتیازها
21,773
  • نویسنده موضوع
  • #43
من از دست تو به جنون رسیده ام
این شعر روی دلم سنگینی میکند
بگذار بنویسمش
که مکدر نکند خاطرم را
بگذار بنویسمش
این شعر راهمین جا
نوشتمش
شعر ........بازهم بنویسمش سبک نشده ام ؟
شعر............شعر.....تکرار بی وقفه ی
تر دید هایم است .
 

مسیحه

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
8/9/18
ارسالی‌ها
448
پسندها
5,063
امتیازها
21,773
  • نویسنده موضوع
  • #44
کجای این روز گار جامانده اند
کفشهایم
که ترک بر داشته است
پاهای خاکیم.....
 

مسیحه

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
8/9/18
ارسالی‌ها
448
پسندها
5,063
امتیازها
21,773
  • نویسنده موضوع
  • #45
دسته های پینه بسته اش را با
لطافت هیچ گلی معامله نخواهم کرد
جسارت نباشد
اینها دستهای پدرم است .......
 

مسیحه

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
8/9/18
ارسالی‌ها
448
پسندها
5,063
امتیازها
21,773
  • نویسنده موضوع
  • #46
بر گل های سرخ پیراهنت
بوسه مینهم
که هنگام تولدم
مادرانه لبخند زدی .....
عشق را تو به من آموختی....
 

مسیحه

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
8/9/18
ارسالی‌ها
448
پسندها
5,063
امتیازها
21,773
  • نویسنده موضوع
  • #47
سر بر بالینت مینهم
کودکانه میگریم
برایم لالایی میخوانی ؟
عجیب دلتنگت هستم .....
موهایم را نوازش میکنی
صدایم رامیشنوی مادر.....؟
گهواره ام را کجا گذاشته ای ؟........
 

مسیحه

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
8/9/18
ارسالی‌ها
448
پسندها
5,063
امتیازها
21,773
  • نویسنده موضوع
  • #48
پدر بعد رفتنت تسبیحت را
به کدام پرندگان داده ای
که ذکر بگویند خدارا...
 
آخرین ویرایش

مسیحه

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
8/9/18
ارسالی‌ها
448
پسندها
5,063
امتیازها
21,773
  • نویسنده موضوع
  • #49
حیرانم! وقتی
دستانم بعد تو درلمس گلی عاجز است
نیمه وقت
در تاریکی حیرت ماه وآیینه
خورشید وهم را
به دست میگیرم
بوسه ی خیس مینهم بر رخسارش
چرا بی قاعده نمیسوزم ....؟
 
آخرین ویرایش

مسیحه

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
8/9/18
ارسالی‌ها
448
پسندها
5,063
امتیازها
21,773
  • نویسنده موضوع
  • #50
آهای پرستو های مهاجرصدایم را میشنوید
تیرک چراغ تنهای
پشت پنجره ی اتاقم
از دستتان دلگیر است
به کجا کوچ کرد ه اید
چرا سیم های برق را تنها گذاشته اید
حتی شما هم
بی وفاید
یار دیرینه اش...
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
عقب
بالا