داستان داستان | جادوی دزدیدن سایه

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع شهین
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 1
  • بازدیدها بازدیدها 27
  • کاربران تگ شده هیچ

شهین

رو به پیشرفت
سطح
1
 
تاریخ ثبت‌نام
6/5/23
ارسالی‌ها
173
پسندها
123
امتیازها
728
مدال‌ها
2
  • نویسنده موضوع
  • #1
یکی از تاریک‌ترین باورهای جادویی، «دزدیدن سایه» است؛ البته این موضوع در حد افسانه‌ها و فولکلور است و نه یک پدیده واقعی.
🌑 جادوی دزدیدن سایه
در بعضی افسانه‌های اروپای شرقی و داستان‌های عامیانه، سایه را چیزی بیش از انعکاس نور می‌دانستند؛ باور داشتند سایه نوعی بخش پنهان روح انسان است.
افسانه می‌گفت جادوگری که می‌توانست سایهٔ فردی را به دام بیندازد، می‌توانست بخشی از نیروی حیاتی او را نیز در اختیار بگیرد.
روش افسانه‌ای آن چنین تصور می‌شد:
شخصی در شب، زیر نور ماه یا چراغی ایستاده بود. جادوگر در فاصله‌ای دور، سایهٔ او را روی زمین یا دیوار دنبال می‌کرد و با نوعی شیء جادویی، سایه را «می‌بست».
از آن لحظه، اتفاقات عجیبی برای قربانی شروع می‌شد:
احساس می‌کرد همیشه کسی پشت سرش ایستاده است.
در خواب،...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

شهین

رو به پیشرفت
سطح
1
 
تاریخ ثبت‌نام
6/5/23
ارسالی‌ها
173
پسندها
123
امتیازها
728
مدال‌ها
2
  • نویسنده موضوع
  • #2

سایه‌ای که جا ماند​


نیمه‌های شب بود.


مرد از کوچه‌ای باریک و خلوت عبور می‌کرد. چراغ‌های قدیمی خیابان یکی‌درمیان روشن بودند و مه روی سنگفرش‌ها نشسته بود.
وقتی از زیر آخرین چراغ گذشت، ناگهان متوجه چیزی شد.او
سایه‌اش حرکت نکرد.
مرد ایستاد.
سایه هم ایستاد.
یک قدم جلو رفت.
سایه همان‌جا ماند.
قلبش فرو ریخت.
آهسته برگشت و به زمین نگاه کرد. سایه‌اش هنوز زیر چراغ بود؛ اما عجیب‌تر از آن، سایه حالا پشت به او ایستاده بود.

مرد با صدایی لرزان گفت:
«تو... چی هستی؟»
سایه هیچ جوابی نداد.
فقط دستش را بالا آورد.

مرد نیز ناخودآگاه دستش را بالا برد...
اما این بار سایه دستش را کمی زودتر بالا برده بود.
مرد وحشت‌زده دوید.
تا خانه دوید و در را از پشت قفل کرد. تمام...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
عقب
بالا