- تاریخ ثبتنام
- 12/8/26
- ارسالیها
- 1
- پسندها
- 1
- امتیازها
- 0
- نویسنده موضوع
- #1
- نام رمان:
- جنگل سیاه
- نام نویسنده:
- دنیز(دریای تنها)
- ژانر رمان:
- عاشقانه،درام،رئال،معمایی
خلاصه:
جنگل سیاه لقبی بود که بهش داده بودند
جنگل سیاه اسم یک شکارچی است
شکارچی روح آدم ها
او یک شکارچی بود
که به سراغ من آمده بود
آرام آرام همان طور که یک حیوان درنده به شکارش نزدیک میشود تا تک تک اجزای تنش را بدرد
اما او نه روح مرا شکار کرد نه اجزای تنم را درید
او قلبم را به چنگش گرفت و آن را فشرد تا جایی که دیگر جانی در تنم نماند و تسلیم شدم
تسلیم جنگل سیاه
مقدمه :
جنگل جایی پر از اتفاقات ناشناخته ،ترسناک و هیجان انگیز.
او مانند یک جنگل بود ،همانقدر مرموز و ناشناخته.
او ،واقعا مانند یک جنگل بود .
جنگل سیاه.
اما ،تنها دلیلی که او را جنگل سیاه خطاب میکردند مرموز بودنش نبود.
رنگ ،چشم هایش .
آری،چشمان سبز رنگ او درست همانند جنگل بود .
داستان مورد علاقه ی برادرم راجب مردی بود، به لقب...
جنگل سیاه لقبی بود که بهش داده بودند
جنگل سیاه اسم یک شکارچی است
شکارچی روح آدم ها
او یک شکارچی بود
که به سراغ من آمده بود
آرام آرام همان طور که یک حیوان درنده به شکارش نزدیک میشود تا تک تک اجزای تنش را بدرد
اما او نه روح مرا شکار کرد نه اجزای تنم را درید
او قلبم را به چنگش گرفت و آن را فشرد تا جایی که دیگر جانی در تنم نماند و تسلیم شدم
تسلیم جنگل سیاه
مقدمه :
جنگل جایی پر از اتفاقات ناشناخته ،ترسناک و هیجان انگیز.
او مانند یک جنگل بود ،همانقدر مرموز و ناشناخته.
او ،واقعا مانند یک جنگل بود .
جنگل سیاه.
اما ،تنها دلیلی که او را جنگل سیاه خطاب میکردند مرموز بودنش نبود.
رنگ ،چشم هایش .
آری،چشمان سبز رنگ او درست همانند جنگل بود .
داستان مورد علاقه ی برادرم راجب مردی بود، به لقب...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.