آیین قربانی انسانی در تمدن آزتک: پلی برای ادامه حیات خورشید

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع نانارسیـــن ꈍᴗꈍ
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 3
  • بازدیدها بازدیدها 60
  • کاربران تگ شده هیچ

نانارسیـــن ꈍᴗꈍ

مدیر آزمایشی تالار تاریخ
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/11/21
ارسالی‌ها
310
پسندها
4,574
امتیازها
21,263
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #1
آیین قربانی انسانی در تمدن آزتک: پلی برای ادامه حیات خورشید



در دل آمریکای مرکزی، امپراتوری آزتک در قرن چهاردهم تا شانزدهم میلادی، تمدنی را بنا نهاد که در آن قربانی کردن انسان، نه یک اقدام وحشیانه یا بیرحمانه، بلکه والاترین وظیفه دینی و محور بقای جهان به شمار می‌رفت. آزتک‌ها وارث کهن‌ترِ فرهنگ‌های منطقه بودند و باور داشتند که خدایان برای آفرینش جهان، خود را فدا کرده‌اند؛ بنابراین انسان نیز برای ادامه حیات کیهان، مدیون همان ایثار است. بر اساس اسطوره‌شان، خورشید بدون دریافت «انرژی حیاتی» یا همان خون مقدس (چالچیوتل) از حرکت بازمی‌ایستاد و تاریکی ابدی، جهان را در بر می‌گرفت. به همین دلیل، جنگ و قربانی به عنوان دو رکن جدایی‌ناپذیر تمدن آنها شناخته می‌شد.
 

نانارسیـــن ꈍᴗꈍ

مدیر آزمایشی تالار تاریخ
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/11/21
ارسالی‌ها
310
پسندها
4,574
امتیازها
21,263
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #2
مراسم قربانی معمولاً در بالاترین نقطه اهرام سنگی، بر روی تخته‌ای محدب برگزار می‌شد تا سینه قربانی به سمت آسمان باز شود. قربانی اغلب یک اسیر جنگی، یا در برخی مراسم خاص، کودکی بود که باید اشک می‌ریخت تا باران ببارد. چهار کاهن، دست و پای او را بر روی سنگ می‌گرفتند و کاهن اعظم با چاقویی از جنس ابسیدین (شیشه آتشفشانی که تیغه‌ای تیزتر از فولاد داشت)، برش عمیقی در زیر دنده‌ها ایجاد می‌کرد. او با مهارتی خارق‌العاده، قلب همچنان می‌تپنده را بیرون می‌آورد و در حالی که آن را به سوی خورشید می‌گرفت، سرودهایی برای ستایش زندگی می‌خواند. سپس قلب در ظرفی مقدس به نام کوآوشیکالی قرار می‌گرفت و سوزانده می‌شد تا دود آن، پیام قربانی را به آسمان برساند.
 

نانارسیـــن ꈍᴗꈍ

مدیر آزمایشی تالار تاریخ
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/11/21
ارسالی‌ها
310
پسندها
4,574
امتیازها
21,263
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #3
آزتک‌ها در برخی از اعیاد بزرگ، آیینی پیچیده‌تر داشتند: یک جنگجوی داوطلب یا یک اسیر برگزیده، به مدت یک سال کامل به عنوان «تجسم زنده» یک ایزد (مانند خدای آتش یا خدای بهار) گرامی داشته می‌شد. او در کاخ زندگی می‌کرد، با زنان همراهی می‌شد و با نهایت احترام رفتار می‌گردید؛ اما با فرا رسیدن روز موعود، همان کاهن اعظم او را قربانی می‌کرد تا نیروی خدای متجسد، به منبع اصلی خود در جهان بالا بازگردد. این باور، مرگ را نه یک پایان غمناک، که تولدی دوباره در قلمروی خدایان می‌دانست و قربانی نیز با افتخار به استقبال آن می‌رفت.

به غیر از اسیران، کودکان نیز قربانیان ویژه‌ای بودند. برای خدای باران (تلالوک)، آزتک‌ها معتقد بودند که اشک‌های کودکان، باعث نزول باران می‌شود؛ از این رو کودکان را در غارها یا...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

نانارسیـــن ꈍᴗꈍ

مدیر آزمایشی تالار تاریخ
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/11/21
ارسالی‌ها
310
پسندها
4,574
امتیازها
21,263
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #4
این نبردها، هرچند خونین، بخشی از یک چرخه طبیعی و مقدس محسوب می‌شدند که در آن، حیات از دل مرگ زاده می‌شد و نظام هستی در تعادل باقی می‌ماند.

اما همین آیین سرنوشت‌ساز، در نهایت به یکی از عوامل کلیدی سقوط امپراتوری آزتک به دست اسپانیایی‌ها در سال ۱۵۲۱ میلادی تبدیل شد. نخست آنکه، جنگ‌های مداوم برای تأمین اسیر، باعث ایجاد دشمنی‌های عمیق میان قبایل همسایه شد. قبایلی چون تلاکسکالا، که سال‌ها قربانیان آزتک بودند، نه تنها با هرناند کورتس (فاتح اسپانیایی) هم‌پیمان شدند، بلکه با شور و اشتیاق برای نابودی آزتک‌ها، سپاه مهاجم را همراهی کردند. دوم آنکه، باورهای آزتک درباره «بازگشت خدای سفیدپوست» (کتسالکواتل)، یک آسیب‌پذیری روانی عمیق ایجاد کرد. هنگامی که کورتس با زره‌های فلزی درخشان و سوار بر اسب...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
عقب
بالا