متفرقه همگانی | خاطرات ترسناک ما

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع AROOS MORDE
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 1
  • بازدیدها بازدیدها 92
  • کاربران تگ شده هیچ

AROOS MORDE

مدیر آزمایشی وحشت + نگاربان
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/7/21
ارسالی‌ها
2,689
پسندها
27,611
امتیازها
53,373
سن
23
  • نویسنده موضوع
  • #1
سلام به کاربران عزیز یک رمان. امیدوارم حال همگیتون خوب باشه. این تاپیک همونطورکه از اسم عنوانش پیداست، برای خاطرات ترسناک همگیمون گذاشته شده. شما عزیزای دل می‌تونید خاطرات ترسناک خودتون رو توی این تاپیک ارسال کنید؛ اگر هم مایل هستید که حریم خصوصیتون کامل حفظ بشه، می‌تونید خاطره‌تون روی توی گروه خصوصی برای من بفرستید تا بدون این‌که اسمی ازتون برده بشه، خاطره‌ی ترسناکتون اینجا قرار بگیره.

دوستان موقع ارسال خاطره‌هاتون، قبل از هرچیزی به قوانین کلی سایت و قوانین تالار وحشت پایبند باشید. اگر هم تازه‌وارد هستید، لطفا تاپیک‌ زیر رو مطالعه کنید و بعد خاطره‌تون رو بفرستید.

| قوانین کلی انجمن یک رمان |...​
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

AROOS MORDE

مدیر آزمایشی وحشت + نگاربان
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/7/21
ارسالی‌ها
2,689
پسندها
27,611
امتیازها
53,373
سن
23
  • نویسنده موضوع
  • #2
1000050384.webp
سلام؛ من بیتا هستم و بیست‌وسه‌سالمه. این خاطره‌ای که می‌خوام تعریف کنم، مربوط میشه به دوران سیزده و چهارده سالگیم. از اون‌جایی که من توی اون دوران خیلی عاشق چیزای ترسناک بودم (هنوز هم هستم)، مدام درباره‌ی مسائل ماورائی و جن تحقیق می‌کردم، اون‌قدر خودمو غرق مطالب جن کرده بودم که کم‌کم وسوسه شدم تا احضار جن انجام بدم! خلاصه این‌بار شروع کردم به تحقیقات راجع به نحوه‌ی احضار جن و بالأخره تصمیم گرفتم یه نیمه‌ی شب کارو شروع کنم.
ساعت حدود یک‌ونیم شب بود که نشستم پای احضار و تموم نکاتی رو که توی گوگل نوشته بود، دونه‌به‌دونه انجام دادم. چندتا شمع پهن قدکوتاه و سفید روشن کردم و چشمامو بستم و ده دقیقه، یه ربع، بیست دقیقه، نیم...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
عقب
بالا