متون و دلنوشته‌ها متون و دلنوشته‌ها | پابلو نرودا

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Sydney
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 16
  • بازدیدها بازدیدها 108
  • کاربران تگ شده هیچ

Sydney

مدیر تالار ادبیات + ناظر کتاب
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,484
پسندها
6,017
امتیازها
24,673
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #1
ای عشق تلخ، بنفشه تاج خار بر‌ سر بیشه‌زارِ وسوسه‌های تیغ
نیزه درد، جام گل خشم
به چه راه و تدبیر بر روح من دست یافتی؟
از چه روی آتش دردانگیزت را
به میان برگ‌های سرد راه من رها کردی؟
چه‌کس تو را گام‌زدن آموخت تا جانب من ره سپاری؟
کدام گُل، کدام سنگ، کدام رود
بر تو مأمنم بازنمایاند؟
 

Sydney

مدیر تالار ادبیات + ناظر کتاب
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,484
پسندها
6,017
امتیازها
24,673
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #2
خنده تو از آن درختی‌ست نیمه‌شکوفا
از پرتوی، از صاعقه‌ای نقره‌فام
که از آسمان فرو غلتد و بر جام زند
درخت را به تیغی دونیم کند.
 

Sydney

مدیر تالار ادبیات + ناظر کتاب
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,484
پسندها
6,017
امتیازها
24,673
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #3
کلاه شب
چرا پرواز می‌کند با این‌همه سوراخ؟
خاکستر کهنه چه می‌گوید
وقتی از کنار آتش رد می‌شود؟
چرا ابرها هرچه شادتر می‌شوند
بیشتر می‌گریند؟
در سایه‌سار کسوف
مادگی‌های گل خورشید برای که می‌سوزد؟
چند زنبور در یک روز
جا می‌گیرد؟
 

Sydney

مدیر تالار ادبیات + ناظر کتاب
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,484
پسندها
6,017
امتیازها
24,673
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #4
تنها برای انتظار برف است که باغ خود را برهنه کرد؟
در میان خدایان کلکته، چگونه بفهمیم خدا کدام است؟
چرا کرم ابریشم چنین ژنده است؟
چرا شیرینی دل گیلاس چنین سخت است؟
آیا به این خاطر است که خواهد مرد
یا همچنان زندگی خواهد کرد؟
 

Sydney

مدیر تالار ادبیات + ناظر کتاب
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,484
پسندها
6,017
امتیازها
24,673
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #5
زندگی ما تونلی نیست میان دو روشنایی مبهم؟
یا روشنایی، میان دو مثلث تاریک؟
یا زندگی آن ماهی در راه پرنده‌شدن؟
آیا مرگ از نبودن ساخته شده
یا ماده‌ای خطرناک در درونش است؟
 

Sydney

مدیر تالار ادبیات + ناظر کتاب
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,484
پسندها
6,017
امتیازها
24,673
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #6
وقتی کودکی‌ام مرد
چرا هردو نمردیم؟
چرا تختبند تنم همچنان به‌دنبالم است
اگر روحم ترکش کرده است؟
 

Sydney

مدیر تالار ادبیات + ناظر کتاب
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,484
پسندها
6,017
امتیازها
24,673
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #7
میان دستانم زمان ناشناخته است
یا پرواز نارنج‌ها میان دستان تو
به بیل و برف می‌کوبد هستی
زندگی تو که هستی من است.
 

Sydney

مدیر تالار ادبیات + ناظر کتاب
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,484
پسندها
6,017
امتیازها
24,673
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #8
همچو ما عاشق کیست؟
به خاکستر کهنِ قلب‌های سوخته بجوییم
آنجا که بوسه‌های یکایک بر خاک افتد
تا رویش دوباره گل پژمرده.
به ستایش عشق برخیزیم که میوه خویش سوخت
و به صورت و قدرت بر خاک غلتید
من و تو آن نور جاودانیم
خوشه نازک بقا
بر مدفن عشق به دوران سرد
از برف و بهار، از فراموشی و پاییز
نور سیبی نو بازتابیم
از طراوتِ گشاده زخمی نو
همچو عشق کهن که به خاموشی گراید
سوی جاودانگی دهان‌های مدفون.
 

Sydney

مدیر تالار ادبیات + ناظر کتاب
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,484
پسندها
6,017
امتیازها
24,673
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #9
روزهای دیگری خواهد آمد، خواهد گسترد
آرامش گیاه و سیاره
و چه چیزهای ناب بر جای خواهد ماند!
هر ویولن بوی ماه خواهد داشت!
 
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] ANAM CARA

Sydney

مدیر تالار ادبیات + ناظر کتاب
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,484
پسندها
6,017
امتیازها
24,673
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #10
می‌خواهم چیزهایی را بدانی؛ بدانی که اگر به بلور ماه می‌نگرم، به شاخه‌های سرخِ ملایمِ پاییزِ پنجره‌ام، اگر گرمی آتش را، نامحسوسیِ خاکستر را یا پوسته‌ی چروکیده‌ی کُنده‌ها را لمس می‌کنم، همه‌اش مرا به سوی تو می‌کشاند، هر چیزی که هست...رایحه، نور، فلزات قایق‌های کوچکی بودند که مرا به سمت جزایرت، شناور کردند که منتظرم بودی.
 
عقب
بالا