اشعار کودکانه اشعار کودکانه | سیر و پیاز

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Eccedentesiast
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 0
  • بازدیدها بازدیدها 12
  • کاربران تگ شده هیچ
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

Eccedentesiast

مدیر ارشد + نویسنده برتر
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,501
پسندها
49,023
امتیازها
96,873
  • نویسنده موضوع
  • پرسنل مدیریت
  • #1
سیر توی سفره ها بود
کنار هر غذا بود
سفید بود و تمیز بود
خوش مزه، تند و تیز بود
یه روز پیاز بی خبر
آمده بود از سفر
همین که سیره را دید
دوید و او را بوسید
یک دفعه سیر بد بو
پرید و دور شد از او
داد زد و با حال بد
پیازه را کنار زد
گفت که چه بویی! پیف پیف
برو برو دورشو! ایف ایف
پیاز یواشی خندید
صداش تو سفره پیچید:
سیر که خودش بو داره
ببین چه قدر رو داره
با فیس و با افاده
می گه پیاز بود داره

منبع: اشعار کودکانه
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
عقب
بالا