شهر اشباح اولین انیمهای بود که دیدم، و خب اون زمان بچه بودم. اونقدر دنیاش قشنگ و رؤیایی بود که رسما توش غرق شدم و الانم میشم.
و اونقدر دوسش دارم که اغراق نیست بگم هر ماه دو_سه بار میبینمش. وقتیم میبینم همون احساساتی که توی بچگی داشتم واسم زنده میشه. در کل خیلی دوسش دارم.
هاول: حالم اصلا خوب نیست، تو سینهم احساس سنگینی میکنم(بچم^^♡)
سوفی: قلب داشتن که به همین سادگی نیست :)))
و انیمهی قلعهی متحرک هاول. دنیاش اونقدر جادوییه که گاهی آرزو میکنم که زندگیمو توی قلعهی متحرک هاول میگذروندم. البته از اکسسوریای هاول نگذریم*-*.
هاول شاید دومین انیمهایه که به دفعات زیاد دیدمش؛ نه به اندازهی شهر اشباح؛ ولی خب حرفی برای گفتن داره. یه جورایی هاول کراش بچگیم بوده تا به الان.(گریهی شدید*)
مهم نیست هر چقدر بگم این داخلش چای سبزه؛ نهایتا اون قهوهست!
و این دو رنگ لعنتی!
اولین بار که دیدمش؛ منظورم دقیقههای ابتدایی انیمهست. با خودم گفتم پسر این اگه واقعی بود واقعا جیگربلا میشدا. فکر کن نصفت سفید باشه با چشم عسلی، نصفت سیاه یا چشم آبی!
جذابیت محض(گریه*) البته بنده بیشتر جذب همون موی سفید و چشم عسلی شدم :)))
از ظاهرش بگذریم. انیمه جلوتر که رفت یادم افتاد که یه تایمی من چقدر شبیه ساکورا بودم؛ چقدر از همه فاصله میگرفتم و چقدر تو دنیای خودم غرق بودم. نظرمم این بود که حالم عالیه؛ ولی خب اشتباه میکردم. من فقط یه ترسو بودم که به آدما اعتماد نداشتم، یکی که دور خودش دیوار کشیده و حاضر نیست احدی رو راه بده تو...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
و این خوشگل(انیمهی گاچیاکوتا) با جلوهها و گرافیکش که من خیلی دوسش دارم.
جدا از اینا طنز خیلی باحالی داره. یه جورایی قسمت سومش که رسید، داشتم فرشو گاز میزدم از خنده :)))
واکنشای جالب و بامزهش واقعا واسم به یاد موندنی شد. البته یه قسمتی رو هم میذارم اینجا که موندگار شه *-*
بچه اینجا مثلا میخواست ارتباط اجتماعیشو درست کنه ولی بارید
[ATTACH type="full"...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.