تئوری تاریک انیمیشن شرک ۵ از سرنوشت شوم بچههای شرک میگوید!!
تیزر کوتاه و هیجانانگیز انیمیشن شرک ۵ یکی از بچههای شرک و فیونا به اسم فلیشیا را به ما نشان داد. اما تئوری تاریکی که توسط طرفداران مطرح شده، به سرنوشت شوم دو فرزند دیگر شرک و فیونا اشاره میکند.
انیمیشن شرک ۵ که فوقالعاده هیجانانگیز به نظر میرسد، قرار است بسیاری از شخصیتها و بازیگرهای قدیمی مجموعه را به داستان بازگرداند. این فیلم که برای اکران در سال ۲۰۲۶ برنامهریزی شده، حکم دنباله انیمیشن Shrek Forever After را دارد که در سال ۲۰۱۰ اکران شد. Shrek ۵ قرار است شرک (مایک میرز)، فیونا (کمرون دیاز) و خر (ادی مورفی) را یکبار...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
اگر قسمتهای قبلی شرک را تماشا کرده باشید، میدانید که شرک و فیونا صاحب سه بچه شدند (دو پسر و یک دختر). با این حال تیزر انیمیشن شرک ۵ فقط دختر آنها با اسم فلیشیا را به ما نشان داد که زندایا نقش وی را ایفا خواهد کرد. با توجه به این موضوع، چه بلایی سر دو بچه دیگر که برادرهای بزرگتر فلیشیا هستند افتاده است؟ غیبت آنها در تیزر فیلم جدید، باعث مطرح شدن نظریههای تاریک و شومی توسط طرفداران شده که از برخی جنبهها، باور پذیر و قانع کننده به نظر میرسند.
این تئوری تاریک با توجه به یک نقل قول از انیمیشن Shrek ۳ به وجود میآید که در سال ۲۰۰۷ اکران شد. در این انیمیشن، شرک یک خاطره بد را به یاد میآورد. در این خاطره ما نسخه کم سن و سال شرک را میبینیم که انگار پدرش قصد دارد او را بخورد. غول سبز زشت اظهار کرد که پدرش او را به سس باربیکیو آغشته کرد و سپس یک سیب در دهانش گذاشت تا مزهدار شود. با اعتنا به این خاطره، به نظر میرسد Ogreها، نژاد شرک، ممکن است اعضای خانواده خود را بخورند و این موضوع در بین آنها یک سنت است!!!
طبق این تئوری، شاید شرک بچههای خود را خورده و همین موضوع باعث غیبت پسرهای او در انیمیشن شرک ۵ باشد...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
راز سیاه فیونا: آیا پرنسس محبوب شرک یک آدمخوار بود؟
وقتی آدمخواری یک استعاره نیست: ترسناکترین تئوری درباره فیونا در اولین قسمت انیمیشن «شرک» آنقدر وحشیانه است که باورکردنی نیست، اما افسوس که به نظر پرنسس محبوب غول سبز، زیباروی روز و شکموی شب بوده است!
بیست سال در یک برج؛ بدون غذا، بدون سرویس «لجنزار شرک»، بدون یخچالی پر از کوفتههای منجمد. فقط دیوارهای سنگی،...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
در صحنهای که لرد فارکواد همسرش را انتخاب میکند، به صراحت گفته میشود که فیونا بیست سال است در این برج زندانی شده. منطق این وضعیت جور درنمیآید: پل اطراف برج متزلزل است، اطراف دریاچه گدازه است و هیچکس مواد غذایی نمیآورد. تنها «تأمینکننده» باقیمانده، یک اژدهای آتشین است. و ببخشید، اما این اژدها با چه چیزی زندانیاش را تغذیه میکند؟ نان خشک؟ بعید است.
منطقیتر این است که آن شوالیههایی که برای نجاتش آمدند، به عنوان خوراک به مصرف پرنسس گرسنه رسیدهاند. آنها که از...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
در دل این تئوری احتمالی اما به شدت سیاه و سرگرمکننده فیونا شبها به یک غول تبدیل میشود. میبینیم که چقدر سریع با این فرم خو میگیرد و حتی از آزادی آن لذت میبرد. غولهای دنیای «شرک» اشتهایی… خاص دارند. همچنین این غولها در دنیای «شرک» گوشتخوارند، این یک واقعیت ثابتشده است. بنابراین یک تکه شوالیه زرهپوش به عنوان «فستفود» برای فیونای شبانه، چندان هم گزینهای عجیبی نیست. جمله او درباره اینکه «زشت» است، در این چارچوب معنای جدیدی پیدا میکند: شاید او نه درباره ظاهر، بلکه درباره کاری که برای زنده ماندن انجام داده صحبت میکند!
اسکلت اسب جلوی برج، سالم و دستنخورده است، یعنی کسی به آن دست نزده. اما در قلعه، بقایای یک شوالیه را میبینیم که به شکل عجیبی ناقص است. و این نما از کتاب آشپزی اژدها که روی صفحه «خورش شوالیه» باز است، کنار دیگی که به راحتی یک انسان در آن جا میشد… شک دارید برای چه کسی پخته میشد؟ اژدهاها خود را با آشپزی اذیت نمیکنند، برای آنها خام هم قابل قبول است. جزئیات دیگر، رفتار فیونا وقتی تنهاست: هیچ ترسی از یک کودک مظلوم یا زندانی در او دیده نمیشود، فقط یک عادت مبهم به تاریکی. عادتی که در یک هفته به وجود نمیآید.
در این میان پرسشی وجود دارد؛ چرا شکل «واقعی» او غول است؟ در پایان فیلم و قصه آن، شرک فیونا را میبوسد و او برای همیشه به شکل غول باقی میماند. به ظاهر، «به خاطر عشق»، اما توضیح تاریکتری هم وجود دارد. بیست سالی که شبها به عنوان یک شکارچی زندگی کرده، درک او از خودش را تغییر داده. برای فیونا، غول بودن یک نفرین نیست، بلکه شکلی آشنا و واقعی است. در ذهن او، هیولا بر شاهزاده پیروز شده! و شاید هیچ جادویی دیگر نمیتوانست این را تغییر دهد!
به زبان دقت کنید، «شوالیه»، «ناجی»، «قربانی» جای خود را عوض میکنند. افسانه به ما فروتنی و جستوجوی عشق را میآموزد، اما «شرک» فیلمی است که یک قدم به سوی واقعیت برمیدارد: چه میشود اگر پشت این «پایان خوش» هزینهای سنگین و پنهان خوابیده باشد؟ اگر قهرمان، شاهزاده را به شکل «طبیعی» خود بازمیگرداند، این یک پیروزی انسانیت است یا پذیرش هویت جدید و تاریک او؟ و همچنین این یک نقد به ژانر افسانههاست. ما دنیایی سادهشده میخواهیم که در آن شوالیه...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
این یک تئوری فان درباره اجساد برای شوک دادن نیست. درباره این است که چطور ما داستانها را بازگو میکنیم، با انتخاب پایانی راحتساز و چشم بستن بر روی واقعیت کثیف! و بله، دفعه بعد که «شرک» را تماشا میکنید، به آشپزخانه اژدها و نماهایی که قبلاً به عنوان «شوخیهای کودکانه» به نظر میرسیدند، دقیقتر نگاه کنید. اکنون با این نگاه همه چیز را به خاطر خواهید آورد، و لبخند از لبتان محو میشود. بعضی از افسانههای نجات شاهزاده، نه تنها بوی گُلها، که بوی گوشت انسان هم میدهند!!!
دفعه بعد که «شرک» را تماشا میکنید، به این جزئیات دقت کنید: آشپزخانه اژدها و آن دیگ عظیم. نگاه فیونا به شوالیهها، آیا ترس است؟ یا اشتیاق؟ سکوت طولانیاش درباره نحوه بقا؛ فراموش نکنید گاهی نگفتن، خود یک اعتراف...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.