چالش چالش استعداد بازی با کلمات | تالار ادبیات

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع -SETAREH-
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 21
  • بازدیدها بازدیدها 606
  • کاربران تگ شده هیچ
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

-SETAREH-

فرهیخته ادبیات + مدیر بازنشسته
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
13/7/19
ارسالی‌ها
5,442
پسندها
32,819
امتیازها
80,773
سن
21
  • نویسنده موضوع
  • #1
با سلام خدمت کاربران انجمن🫶
این دوره اومدیم با یه چالش جذاب از دل ادبیات.
*
*
*

با استفاده از هنر نویسندگی‌ای که داری، بنویس «فرصت از دست رفته» بدون اینکه این جمله رو مستقیماً رو بنویسی!

به کاربرانی که در این چالش شرکت کردند، امتیازاتی طبق صلاح دید مدیریت اهدا میشه✨
مدت زمان باز بودن چالش، تا هفته‌ی آینده‌ست و تا اون زمان می‌تونید نوشته‌هاتون رو در همین تاپیک بفرستید.
پس از اتمام، متون ارسال شده توسط مدیریت ادبیات بررسی و نمره‌‌ی منصفانه داده میشه.

[COLOR=rgb(147, 101...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

Lili.Da

مدیربازنشسته تالار آوا
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
31/7/20
ارسالی‌ها
1,371
پسندها
31,097
امتیازها
60,611
سن
26
  • #2
اگر می‌دانستم حافظه چطور قلب را تسخیر می‌کند
یا که نه
قلب چطور حافظه را تسخیر می‌کند
و دستان و پاهایم چطور حضورش را به خاطر می‌آورند
بیشتر به اغوشم می‌‌فشاردمش.
حیف است که این احساس به فراموشی برود.
 

PETRØVA.MIR

مدیر ارشد بازنشسته + کاربر قابل احترام
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
11/8/20
ارسالی‌ها
1,582
پسندها
28,808
امتیازها
61,673
  • #3
بر سنگ‌نوشته‌ی کهنه، خطی ناخوانا حک شده بود؛ گویی کسی تلاش کرده باشد چیزی را جبران کند…اما جوهرِ دیرهنگام، حکم سکوت را تغییر نمی‌دهد.
 

G.ASADI

مدیر بازنشسته ادبیات
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/4/20
ارسالی‌ها
1,435
پسندها
45,710
امتیازها
60,573
  • #4
باد آرامی از حوالی حضورت گذشت،
شاخه‌های خشکیده‌ی جنگل دلم
برای نخستین بار
صدای زندگی را شنیدند…،
امّا من،
به جای آغوش،

دیوار ساختم!
 

Ayana

فرهیخته ادبیات + نویسنده افتخاری
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
3/7/21
ارسالی‌ها
1,565
پسندها
29,512
امتیازها
61,873
سن
18
  • #5
زمان می‌گذرد و بر قصه‌مان خاک می‌نشیند، تبحر عجیبی می‌خواهد بی‌تو زیستن! فاصله است که تصویرت را پشت پلک‌هایم روی تکرار می‌اندازد و تو، همراه معنا دور و دورتر می‌شوی. اگر روزی از دشت حزن‌انگیز روحم گذر کردی، آنچه بر "ما" گذشت را بازگو کن؛ آن‌قدر بلند که قاصدک‌ها راوی سرگذشت‌مان شوند. بُعد مسافت به دوست داشتنت رنگ می‌بازد، آن‌گونه که می‌خواهم بدانم که دلت را چنین ماهرانه ربوده، یا برای دیدار تو به گندم‌های آفتاب‌خوردهٔ چند آبادی درود فرستاده، که من در انتهای تمام این راه‌ها، غمین و چشم به راهت نشسته‌ام... .
 
آخرین ویرایش

G.ASADI

مدیر بازنشسته ادبیات
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/4/20
ارسالی‌ها
1,435
پسندها
45,710
امتیازها
60,573
  • #6
بعضی لحظه‌ها
آن‌قدر شبیهِ تقدیرند
که اگر بگذرند،
دیگر
هیچ بهاری
درختِ همان حسرت را
سبز نخواهد کرد… !
 

PETRØVA.MIR

مدیر ارشد بازنشسته + کاربر قابل احترام
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
11/8/20
ارسالی‌ها
1,582
پسندها
28,808
امتیازها
61,673
  • #7
زنجیرهایِ زنگارگرفته‌ بر درِ معبدِ متروک، آهی سرد می‌کشیدند؛ آهِ خدایی که در لحظه‌یِ نیاز، از میانِ مردمانش گریخت و دیگر باز نیامد.
 

faezeh_ka_

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
448
پسندها
3,330
امتیازها
16,953
سن
27
  • #8
صدای تیک تاک ساعت در گوشم زنگ میزد
چرا باطری هایش هیچ گاه تمام نمی شد؟!
ظاهرا از یاداوری زمان به من لذت می برد
از این باخت ثانیه ها
تو نبودی ، از بودنت سال ها می گذشت
خاک غم بر سر در و دیوار خانه نشسته
دیگر شب و روز معنای خود را از دست داده
تو نیستی و نیامدی
و من هنوز پی کلماتی می گردم که تو را پشیمان کند...
 

برهون

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
30/9/25
ارسالی‌ها
212
پسندها
2,613
امتیازها
13,753
  • #9
من به سمت ستارگان پرواز کردم تا شاید به انتهای این ناامیدی دست پیدا کنم.
حیف که دستم به ستارگان نرسید. اگر می‌توانستم یکی از آن‌ها را برای خود داشته باشم، مسلماً زندگی‌ام روشن‌تر می‌شد.
هنگامی که عزرائیل دستانش را به سمتم دراز کرد، فهمیدم که خیلی وقت است بال‌هایم را بریده شده.
 
آخرین ویرایش

زهرآگیٖـن

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
13/9/20
ارسالی‌ها
460
پسندها
29,571
امتیازها
50,413
سن
22
  • #10
زندگی‌اش سفید بود به سان آسمان شب
لحظاتش سبز به سان برگ‌های درخت پاییزی
یارش در کنارش به سان دیدار خورشید و ماه
چایش گرم به سان قطرات آب چکیده از قندیل‌های زمستانی
به تمام خواسته‌هایش رسیده بود به سان لیلی به مجنون
او هنوز هم زندگی می‌کرد به سان مرده‌ای در تابوت
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
عقب
بالا