تفسیر شعر تفسير شعر | شماره ۳ اشعار نیما یوشیج

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع bahar
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 1
  • بازدیدها بازدیدها 26
  • کاربران تگ شده هیچ

bahar

مدیر بازنشسته شعرکده + کاربرفعال سرگرمی
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
17/10/23
ارسالی‌ها
979
پسندها
11,985
امتیازها
29,073
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #1
می تراود مهتاب،

می درخشد شبتاب.

نیست یکدم شکند خواب به چشم کس و لیک،

غم این خفته ی چند،

خواب در چشم ترم می شکند.

نگران با من استاده سحر،

صبح می خواهد از من،

کز مبارک دم او، آورم این قوم به جان باخته را بلکه خبر،

در جگر لیکن خاری،

از ره این سفرم می شکند.

نازک آرای تن ساق گلی،

که به جانش کِشتم،

و به جان دادمش آب،

ای دریغا ! به برم می شکند.

دست ها می سایم،

تا دری بگشایم.

بر عبث می پایم،

که به درکس آید،

در و دیوار بهم ریخته شان،

برسرم می شکند.

می تراود مهتاب

می درخشد شبتاب.

مانده پای آبله از راه دراز،

بر دَمِ دهکده مردی تنها،

کوله بارش بردوش،

دست او بر در، می گوید با خود:

غم این خفته ی چند،

خواب در چشم ترم می شکند.​
 

bahar

مدیر بازنشسته شعرکده + کاربرفعال سرگرمی
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
17/10/23
ارسالی‌ها
979
پسندها
11,985
امتیازها
29,073
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #2
این شعر به زیبایی احساسات عمیق و تنهایی را به تصویر می‌کشد و در عین حال به موضوعات عشق و امید نیز اشاره دارد. بیایید آن را به زبان ساده توضیح دهیم:

شاعر در ابتدای شعر به نور مهتاب اشاره می‌کند که در شب می‌درخشد. او می‌گوید که هیچ‌کس خوابش نمی‌شکند، اما غم در دل او وجود دارد و خوابش را می‌شکند. این نشان‌دهنده‌ی احساس تنهایی و غم عمیق اوست.


شاعر نگران است و حس می‌کند که صبح نزدیک است. او می‌خواهد با آمدن صبح، خبری به مردم بدهد، اما در دلش احساس درد و خاری وجود دارد که از سفر زندگی‌اش ناشی می‌شود.

سپس شاعر به یک گل زیبا اشاره می‌کند که او با عشق پرورش داده است، اما اکنون آن گل در آغوش او پژمرده شده است. این نماد از عشق و مراقبت اوست که به نتیجه نرسیده و باعث غم او شده است.

شاعر تلاش...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
عقب
بالا