ایده:
رونیا در تبت زندگی می کند و حیوانات را خیلی دوست دارد تا اینگه شیری را می بیند که زخمی شده،او شیر را در درمان می کند و شیر برای تشکر او را به سفری باورنکردنی می برد... #افسانه
ایده:
نینا چند روزی را با پدربزگ همراه می شود و در بین وسایل پدر بزرگ یک ماسک پیدا می کند که با پر و دندان حیوانات تزیین شده است، نینا ماسک را روی صورتش می گذارد و بعد از برداشتن او موجوداتی را می بیند که تا این زمان نمی دانست وجود دارند... #ماسک #موجودات_جادویی
ایده:
سونیا در خانواده ای زندگی می کند که همه دارای قدرتی ویژه ای هستند فقط اوست که قدرتی ندارد ولی بعد از مدتی در می یابد او قدرت دارد و نجات کشور به او وابسته است... #قدرت #جادو
ایده:
دینا می تواند چیزی را ببیند که دیگران نمی توانند آن هم شیاطین هستند و او با یکی از قویترین آنها دیدار می کند و سرنوشت انها را همراه می کند... #شیاطین #دیدن_ارواح_و_شیاطین
ایده:
در دنیای خون آشامان همه به دنبال یه چیز هستند،خون حقیقی که رد قالب یک نفر در میان آنها زندگی می کند ولی کسی نمی داند او کیست ولی زندگی همه به خون آشامان به او و زندگی او بستگی دارد... #خون_آشام
ایده:
در جهانی که ویروسی مرگبار جان تمام آنهایی که بالای 20 سال هستند را تهدید می کند، تمام امید جهان برای پیدا کردن راه علاج به نابغه نوجوان آتیلا دوخته شده است... #جهان_رو_به_نابودی #نجات
ایده:
النا در مواجه با گرگ ها تقاضای کمک می کند و یک شیطان برابر او ظاهر می شود و خواسته النا را می پزیرد و اینگونه سرنوشت آنها باهم هماهنگ می شود... #شیطان #قرارداد
ایده:
وانیا برای جمع کردن تمشک به جنگل می رود و با پری مواجه می شود که در تار عنکبوت گیر افتاده است او آن پری را نجات می دهد و پری برای جبران کاری که برای او انجام داده او را به دیدار پادشاه پریان می برد... #پری #پادشاه_پریان
ایده:
زندگی سارا همیشه با یک اصول پیشرفته است تا اینکه می فهمد تمام این اصول برای این است که دچار نفرین نشود ولی در شبی که ماه کامل می شود زندگی سارا با دیدن یک مرد سیاه پوش با نفرین عجین می شود... #نفرین