V vanıa مدیر ارشد نو ورود تاریخ ثبتنام 26/1/22 ارسالیها 13,986 پسندها 37,657 امتیازها 96,874 23/6/24 نویسنده موضوع #1 توی این تاپیک اشعاری که به نظرتون قشنگ هستش رو قرار بدید.
V vanıa مدیر ارشد نو ورود تاریخ ثبتنام 26/1/22 ارسالیها 13,986 پسندها 37,657 امتیازها 96,874 23/6/24 نویسنده موضوع #2 مثل گیسویی که باد آن را پریشان میکند هر دلی را روزگاری عشق ویران میکند - مژگان عباسلو | شـــعر
V vanıa مدیر ارشد نو ورود تاریخ ثبتنام 26/1/22 ارسالیها 13,986 پسندها 37,657 امتیازها 96,874 23/6/24 نویسنده موضوع #3 خون میرود نهفته از این زخم اندرون ماندم خموش و آه که فریاد داشت درد - هوشنگ ابتهاج | شـــعر
V vanıa مدیر ارشد نو ورود تاریخ ثبتنام 26/1/22 ارسالیها 13,986 پسندها 37,657 امتیازها 96,874 23/6/24 نویسنده موضوع #4 این همه زخمِ نهان هست و مجالِ آه نیست. - حافظ | شـــعر
V vanıa مدیر ارشد نو ورود تاریخ ثبتنام 26/1/22 ارسالیها 13,986 پسندها 37,657 امتیازها 96,874 23/6/24 نویسنده موضوع #5 خم به ابرو میبری جانم به قربانت رَود ناز مکن جانِ دلم دل را به یغما میبری! - مریم میرزایی | شـــعر
V vanıa مدیر ارشد نو ورود تاریخ ثبتنام 26/1/22 ارسالیها 13,986 پسندها 37,657 امتیازها 96,874 23/6/24 نویسنده موضوع #6 تو از قبیله خوبان سست پیمانی من از جماعت عشاق سخت پیوندم - فروغی بسطامی | شـــعر
V vanıa مدیر ارشد نو ورود تاریخ ثبتنام 26/1/22 ارسالیها 13,986 پسندها 37,657 امتیازها 96,874 23/6/24 نویسنده موضوع #7 بسوختیم در این آرزوی خام و نشد... - حافظ | شـــعر
V vanıa مدیر ارشد نو ورود تاریخ ثبتنام 26/1/22 ارسالیها 13,986 پسندها 37,657 امتیازها 96,874 23/6/24 نویسنده موضوع #8 حالِ دل پرسیدی و گفتم که خوبم بارها خوبم اما خوبِ ویرانم! نفهمیدی مرا - فاضل نظری | شـــعر
fou_sarah نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 13/6/24 ارسالیها 14 پسندها 155 امتیازها 483 سن 23 24/6/24 #9 بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران با ساربان بگویید احوال اب چشمم تا بر شتر نبندد محمل به روز باران
بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران با ساربان بگویید احوال اب چشمم تا بر شتر نبندد محمل به روز باران
m.sina نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 10/8/20 ارسالیها 3,587 پسندها 7,431 امتیازها 35,773 24/6/24 #10 درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند معنی کور شدن را گره ها می فهمند سخت بالا بروی ساده بیایی پایین قصه ی تلخ مرا سرسره ها می فهمند یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند
درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند معنی کور شدن را گره ها می فهمند سخت بالا بروی ساده بیایی پایین قصه ی تلخ مرا سرسره ها می فهمند یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند