شاعر‌پارسی اشعار ضیا موحد | اشعار پارسی

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Eccedentesiast
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 2
  • بازدیدها بازدیدها 199
  • کاربران تگ شده هیچ

Eccedentesiast

مدیر ارشد + نویسنده برتر
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,501
پسندها
49,023
امتیازها
96,873
  • نویسنده موضوع
  • پرسنل مدیریت
  • #1
هر شب کتابخانه من باز است
و شاعران و منطق دانان
با یکدیگر در آنجا بحث می کنند
وقتی که کار بالا می گیرد
با خشم
دست یکی از آنان را می گیرم
و از کتابخانه به بیرون پرتاب می کنم
گاه تا سپیده دمان باهم
در کوچه های شهر قدم می زنیم
گل می گوییم و گل می شنویم .
 

Eccedentesiast

مدیر ارشد + نویسنده برتر
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,501
پسندها
49,023
امتیازها
96,873
  • نویسنده موضوع
  • پرسنل مدیریت
  • #2
زیرا که شعر گفتن کاری است بی فایده
و شعرباید بی فایده بماند
تا از میان این همه سوداگر جان به در ببرد
زیرا که شعر گفتن کاری است نا ممکن
ای شاعران ممکن
این سطرهای کج چیست؟
این بندهای سست
که کهنه های خود را از آن
در هر مجله می آویزید؟
زیرا که جاودانگی ارزان نیست
بر سنگ گور من بنویسید :
مُردم
از بس که شعر بد خواندم
 

Eccedentesiast

مدیر ارشد + نویسنده برتر
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,501
پسندها
49,023
امتیازها
96,873
  • نویسنده موضوع
  • پرسنل مدیریت
  • #3
پرندگانی هستند
كه آشیانه ی خود را ترک می كنند
به جای دیگر می روند
و خواب آشیانه خود را می بینند
بهارها به زمستان می روند
وخواب می بینند
كه در بهارند
پرندگانی هستندكه
روز و شبتنهاهامان می نهند
و خواب می بینند
كه روز و شببا ما هستند
تو این پرندگان را دیدهای
و خواب می بینیكه با تو هستند
 
عقب
بالا