دفتر آزادنویسی دفتر آزادنویسی سایه‌ی نمناک | نیکو کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع mersede
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 29
  • بازدیدها بازدیدها 2,102
  • کاربران تگ شده هیچ

mersede

مدیر ارشد
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
26/9/20
ارسالی‌ها
2,914
پسندها
38,830
امتیازها
66,872
سن
20
  • نویسنده موضوع
  • #1
IMG_20240512_224033_569.jpg
سایه‌ی نمناک | نیکو
@NIKO
عزیز بابت اشتراک محتوای دفترتان با کاربران یک‌رمان، متشکریم.
-
در این تاپیک فرد دیگری جز نویسنده، حق ارسال هیچ پستی را ندارد.
درصورت مشاهده موارد غیراخلاقی با کلیک بر گزینه "گزارش" با ما همکاری کنید.
درصورت تمایل به ایجاد دفترآزادنویسی، از این تاپیک اقدام نمایید.
-
" تیم مدیریت کتاب | انجمن یک رمان "
 
آخرین ویرایش

هویار

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
17/4/24
ارسالی‌ها
310
پسندها
3,013
امتیازها
16,633
سن
20
  • #2
فریاد، راه گریزی است سوی هویت.
گویا که با این جلب توجه، بر ضد انکار کردنت، دست و پا میزنی.
همچو غرق‌شده‌ای در مرداب، آخرین امیدهای پوچت را صدا میزنی.
و اما من به تو می‌گویم که سخت در اشتباهی.
اگر قرار به فراموشی باشد، هر چه کنی، باز هم فراموش خواهی شد.
پس بپذیر این نسیان را.
آن کابوس غیرقابل‌باوری که از خلوت خویشتن برای خودت ساخته‌ای، شیرین‌تر از آن است که پست به حساب آید...​
 

هویار

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
17/4/24
ارسالی‌ها
310
پسندها
3,013
امتیازها
16,633
سن
20
  • #3
نمیدانم می‌شد تمامش کرد یا نه.
همه چیز ناتمام و نیمه‌کاره بود.
عواطف، اهداف، کار، خاطره و همه آن چیزی که صرفاً مربوط به امروز نمی‌شد.
گویا عادتم شده نیمه باشم.
در هر کاری، در هر عاطفه‌ای، در هر لحظه‌ای.
شاید من مقصر می‌بودم، اما
این بداقبالی، کج اندیشی و هر آنچه بر ضد من بود، تقصیر من نبود.
گاهی تاس هم مقصر است...​
 
آخرین ویرایش

هویار

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
17/4/24
ارسالی‌ها
310
پسندها
3,013
امتیازها
16,633
سن
20
  • #4
اگر دلایل را کنار یکدیگر بیاویزی، من در صدر و انتهای آن هستم.
به عنوان اصلی‌ترین و حتی فرعی‌ترین مسبب همه آن چیزی که رخ داده.
رخدادهایی از جنس عدم و حتی وجود.
رخدادهایی شاید نیمه‌کاره، شاید شروع نشده و حتی شاید بدون نقطه‌ سر خط.
نمی‌دانم علت چیست و حتی معلولش.
اما میدانم که من هستم.
من هستم برای همه آنچه که نباید باشد.
من هستم و این حضور...
سایه‌ای‌ست نمناک.​
 

هویار

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
17/4/24
ارسالی‌ها
310
پسندها
3,013
امتیازها
16,633
سن
20
  • #5
رویایی بی‌بدیل و شاید کمی خرسند
بنشسته مقابل تاریکی و منتظر سایه
بی‌فروغ و شاید که چشم‌فروبسته
دنیای من به همین منوال ادامه دارد
تا روزی صخره را دیدار کرده
و بدانم که من نیز پر کشیدم
اما من خونی برای ریخته شدن ندارم​
 

هویار

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
17/4/24
ارسالی‌ها
310
پسندها
3,013
امتیازها
16,633
سن
20
  • #6
دیری نپایید که همه‌چیز روشن‌تر از نور خورشید، عیان گشت.
همهمه‌ها، پچ‌پچ‌ها، نگاه‌ها، ‌کنایه‌ها و حتی سکوت‌ها
همه‌ی این‌ها ترکش‌های نارنجکی بود به نام حقیقت
حقیقت اینجا و من راوی‌اش
منفورتر از این نقش‌ نمی‌شد
اما خویش میدانم
که همواره
نقش‌ها، آدمک‌های خود را می‌یابند
شاید مثل هر بار باز هم من مقصرم​
 

هویار

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
17/4/24
ارسالی‌ها
310
پسندها
3,013
امتیازها
16,633
سن
20
  • #7
میدانی؟
من هیچ‌وقت لایق مرگ نبودم
گاهی اوقات خدا باید خیلی عاشقت باشد که جانت را بگیرد
حسرت مرگ هم بر دلمان ماند
چه جاهلانه نامیرایی را می‌ستاییم​
 

هویار

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
17/4/24
ارسالی‌ها
310
پسندها
3,013
امتیازها
16,633
سن
20
  • #8
سبب هرچیزی خود آدمی‌ست.
ما همه متوهمان زمانه، دست بر دست هم، دروغ‌های مصلحتی‌ای هستیم برای تداوم نسل بشر.
و امروز هر که از حقیقت گفت یا دیوانه بود و یا شیطان.
هر که فهمید پشت هر نقاب را، یا کشته شد و یا طرد.
هر که جار زد و عدالت طلبید از بهر دانستن حقیقت، یا غرق شد یا مدهوش.
و دروغ‌های ما چه زیبا لقب قاتل را از تنمان می‌شوید و می‌برد.​
 

هویار

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
17/4/24
ارسالی‌ها
310
پسندها
3,013
امتیازها
16,633
سن
20
  • #9
بی‌مورد نبود نگاه‌های ما.
گاه ترحمی از جانب یک وجدان نیمه خفته،
گاه خشمی از جانب یک ذهن کورشده،
گاه عجزی از جانب یک چشم ناتوان شده،
گاه نفرتی از جانب یک اعتقاد منسوخ شده
و گاه مهربانی‌ای از جانب قلب مدهوش شده.
هر چیز درستی اگر از راهی غلط به دست آید،
می‌شود اقبال.
و هر چیز غلطی که از راه درستی سبز شود،
می‌شود اختر شانس.
گاهی چیزهای دست و پا شکسته از خرافه،
گاهی اعتقادات نیمه کامل از دین،
و گاهی اطلاعات ریزی از علم.
همه‌ی این‌ها دست به دست هم داده و از ما
انسانی ساخته نه عالم، نه عارف و نه عاقل.
اما با این حال در همه چیز نظر می‌دهیم و در همه چیز قضاوت...​
 

هویار

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
17/4/24
ارسالی‌ها
310
پسندها
3,013
امتیازها
16,633
سن
20
  • #10
گویی همه‌ی ما از عدم خویش، حضور می‌یابیم.
اگر بالعکس تو نباشد، خودت هم نیستی.
در این دنیای فناپذیر می‌توان گفت که از دلایل فناپذیری
این است که ما حیات خویش را به عدم خویش بند کرده‌ایم.
اگر روزی رسد که آدمی دل به حضور خویش بندد نه مرگش
آن‌گاه انقلاب عظیمی رخ خواهد داد از جنس فنا ناپذیری​
 
آخرین ویرایش
عقب
بالا