شاعر‌پارسی اشعار صدیقه مرادزاده | اشعار پارسی

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Eccedentesiast
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 1
  • بازدیدها بازدیدها 142
  • کاربران تگ شده هیچ

Eccedentesiast

مدیر ارشد + نویسنده برتر
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,501
پسندها
49,023
امتیازها
96,873
  • نویسنده موضوع
  • پرسنل مدیریت
  • #1
پاهایت را بردار
صدای خش خش برگ ها
کمر درخت را می شکند
لبخند می زنی و باورت نمی شود
من اگر گوشه ی خانه ام آه بکشم
برگه های روی میز کار تو به هم می ریزد
حالا هی پنجره را ببند
باد را لعنت کن و پرده ها را بکش
و باورت نمی شود
ترکیدن بغض گلوی من
به لرزیدن اتاق تو ربط دارد
به جنس پنجره ها شک کنی
خواستم گفته باشم
گاهی قد خاطره ها
از خط کش تو بالا می زند .
 

Eccedentesiast

مدیر ارشد + نویسنده برتر
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,501
پسندها
49,023
امتیازها
96,873
  • نویسنده موضوع
  • پرسنل مدیریت
  • #2
قرارنیست با خاک تنم
کوزه بسازند برای تو
من همیشه دیر رسیده ام
واین خیابان
بوی قدم های رفته ی تورا می دهد
قرار نیست با خاک تنم گلدان بسازند
تا خاطره ای باشم گوشه ی اتاقت
من همیشه دیر رسیده ام
حتی برای دست کوزه گر
اما یادت باشد
غباری که تو را به سرفه می اندازد
سرگردانی من است
به باد بگو دیرتربیاید .
 
عقب
بالا