جان کندی در این اثر کوشیده جامعهای پوچ با باورهای غلط را به تصویر بکشد که در آن افراد جامعه با دروغها و جهل زندگی میکنند و نسبت به همه اتفاقات سکوت میکنند. در میان چنین جامعهای منفعل شخصیت اصلی داستان پسری به نام “ایگنیشس” به همه چییز اعتراض دارد و فردی آرمانگرا میباشد. ایگنیشس بیشتر وقت خود را در خانه به خوردن و خوابیدن و یادداشت روزانه و نقد مصرفگرایی جامعه میپردازد. مادر وی که از این وضع خسته است او را برای کسب مقام و شغلی وادار میکند از یکنواختی در بیاید و به بیرون از خانه برود. طی داستان ایگنیشس کارهای فراوانی را تجربه میکند. او با توجه به روحیه آرمانگراییاش سعی میکند کارگران را علیه رئیس کارخانه برانگیزد و… ایگنیشس میکوشد تغییری در جامعه ایجاد کند اما از سوی جامعه...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.