مشاعره مشاعره با حرف ن

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Ayana
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 138
  • بازدیدها بازدیدها 5,620
  • کاربران تگ شده هیچ

m.sina

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
  • #21
نه طریق دوستانست و نه شرط مهربانی

که ز دوستی بمیریم و تو را خبر نباشد
نزنم نمک به زخمی که همیشگی است ، باری
که نه خسته ی نخستین نه خراب آخرینم

تب بوسه ایم از آن لب به غنیمت است امشب
که نه آگه ام که فردا چه نشسته در کمینم
 

ᎴᏋᏝᏗᏒᏗᎷ

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
1/9/23
ارسالی‌ها
3,082
پسندها
27,172
امتیازها
55,673
  • #22
نزنم نمک به زخمی که همیشگی است ، باری
که نه خسته ی نخستین نه خراب آخرینم

تب بوسه ایم از آن لب به غنیمت است امشب
که نه آگه ام که فردا چه نشسته در کمینم
نرگس عربده جوی ولبش افسوس کنان
نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست
 

ملکه جهنمی❄

گوینده انجمن
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
2/8/19
ارسالی‌ها
2,539
پسندها
15,646
امتیازها
44,373
  • #23
نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی
گذر به کوی فلان کن در آن زمان که تو دانی
 

مَهوا

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,955
پسندها
4,810
امتیازها
28,973
  • #24
نه آرامشت را به چشمى وابسته کن؛

نه دستت را به دستى دلخوش؛
 

ملکه جهنمی❄

گوینده انجمن
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
2/8/19
ارسالی‌ها
2,539
پسندها
15,646
امتیازها
44,373
  • #25
نیش دوست از نیش عقرب بدتر است
پس بزن عقرب که دردش کمتر است
 

Najm

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
20/10/23
ارسالی‌ها
2
پسندها
28
امتیازها
30
  • #26
نابرده رنج گنج میسر نمی شود مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد
 

ملکه جهنمی❄

گوینده انجمن
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
2/8/19
ارسالی‌ها
2,539
پسندها
15,646
امتیازها
44,373
  • #27
نگردد شاخکی بی ببرمند
ز او سعی و عمل باید ز من پند
 

ᎴᏋᏝᏗᏒᏗᎷ

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
1/9/23
ارسالی‌ها
3,082
پسندها
27,172
امتیازها
55,673
  • #28

مَهوا

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,955
پسندها
4,810
امتیازها
28,973
  • #29
نقدِ صوفی نه همه صافیِ بی‌غَش باشد

ای بسا خرقه که مُستوجبِ آتش باشد
 

ملکه جهنمی❄

گوینده انجمن
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
2/8/19
ارسالی‌ها
2,539
پسندها
15,646
امتیازها
44,373
  • #30
نه غزل نوشته بودم نه ترانه‌ای سرودم
که به حرمت سکوتم، تو به دیدنم بیائی
 
عقب
بالا