اون لحظه به مزخرف بودن زندگی پی میبری که میبینی عی بابا...حوصله اون کاری که دیوونهش بودیرم نداری:)
هاه دیگه حوصله ندارم مداد بردارمو بکشم، نشخوارای تو مغزمو روی کاغذ دفتر نقاشیم خالی کنم، غرق بشم توش، آخرش با یه لبخند ملیح عکسشو بگیرم و برای همه بفرستم و آخرش بندازمش گوشه کمد.
حوصله ندارم کارامو نگاه کنم، حوصله ندارم دنبال رویاهایی که کلی براشون برنامه چیدم برم، حوصله ندارم...حوصله خودمم ندارم.
حوصله حرف زدن با آدمارو ندارم، حوصله جواب پس دادن به خانوادمو ندارم، حوصله آدمایی که میگن هی قرار بود فلان کار کنیو ندارم، حوصله آهنگای تکراریمو ندارم، حوصله ندارم. ولم کنین.