نود و سه روز عاشقی روایت زندگی زنی به اسم حیفا است که زندگی اشرافی خود را به پای عشق تباه نموده و در شوق وصال یار از عرش به فرش سقوط میکند.
او پس از رها کردن پدر و مادرش، تازه متوجه میشود که عشق شکم او را سیر نمیکند و کاشانهای وجود ندارد که در آن با امنیت سر بر بالین بگذارد.
سرنوشت با حیفای داستان خرده حسابهایی دارید که بدین سادگی آه پدر و مادرش را از پایش درنمیآورد.
وی زمانی که دوقلو باردار است همسرش فوت میکند و حال او مانده با دوکی نوپا و پولی که از او فراریست.
حیفا چندینبار قصد میکند که نفس کودکشان را ببرد و هر سه در آرامش به خوابی ابدی بروند لیک هر بار به نحوی از زبان کودکان شیرینش سخنانی را میشنود که دلش را آشوب میکند.
حیفا یک روز عنان از کف میدهد و به منزل پدر عرب...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.