طالع بینی [ فال حافظ | اختصاصی یک رمان ]

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع amın
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 109
  • بازدیدها بازدیدها 27,269
  • کاربران تگ شده هیچ

amın

مدیر تالار سرگرمی + مدیر آزمایشی کامپیوتر
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
6/1/22
ارسالی‌ها
19,909
پسندها
84,778
امتیازها
96,979
سن
18
  • نویسنده موضوع
  • #11
غزل:
نماز شام غريبان چو گريه آغازم
به مويه‌های غريبانه قصه پردازم

به ياد يار و ديار آن چنان بگريم زار
که از جهان ره و رسم سفر براندازم

من از ديار حبيبم نه از بلاد غريب
مهيمنا به رفيقان خود رسان بازم

خدای را مددی ای رفيق ره تا من
به کوی ميکده ديگر علم برافرازم

خرد ز پيری من کی حساب برگيرد
که باز با صنمی طفل عشق می‌بازم

بجز صبا و شمالم نمی‌شناسد کس
عزيز من که بجز باد نيست دمسازم

هوای منزل يار آب زندگانی ماست
صبا بيار نسيمی ز خاک شيرازم

سرشکم آمد و عيبم بگفت روی به روی
شکايت از که کنم خانگيست غمازم

ز چنگ زهره شنيدم که صبحدم می‌گفت
غلام حافظ خوش لهجه خوش آوازم

تعبیر:
دوستان دورو و ریاکار را...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

Kuhiyar*

مدیر بازنشسته کمیک
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
23/5/21
ارسالی‌ها
2,145
پسندها
12,852
امتیازها
38,673
  • #12
تو کِی فالگیر شدی.لیست القاب داره ته میکشه.
نیت اوکی شد.
 

amın

مدیر تالار سرگرمی + مدیر آزمایشی کامپیوتر
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
6/1/22
ارسالی‌ها
19,909
پسندها
84,778
امتیازها
96,979
سن
18
  • نویسنده موضوع
  • #13
انشاءالله که جناب حافظ از دنده چپ پا نشده باشه :68:
منم نیت کردم:just-cuz-19:
غزل:
دلم رميده لولی‌وشيست شورانگيز
دروغ وعده و قتال وضع و رنگ آميز

فدای پيرهن چاک ماه رويان باد
هزار جامه تقوا و خرقه پرهيز

خيال خال تو با خود به خاک خواهم برد
که تا ز خال تو خاکم شود عبيرآميز

فرشته عشق نداند که چيست ای ساقی
بخواه جام و گلابی به خاک آدم ريز

پياله بر کفنم بند تا سحرگه حشر
به می ز دل ببرم هول روز رستاخيز

فقير و خسته به درگاهت آمدم رحمی
که جز ولای توام نيست هيچ دست آويز

بيا که هاتف ميخانه دوش با من گفت
که در مقام رضا باش و از قضا مگريز

ميان عاشق و معشوق هيچ حائل نيست
تو خود حجاب خودی حافظ از ميان برخيز

تعبیر:
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

amın

مدیر تالار سرگرمی + مدیر آزمایشی کامپیوتر
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
6/1/22
ارسالی‌ها
19,909
پسندها
84,778
امتیازها
96,979
سن
18
  • نویسنده موضوع
  • #14
برای دو تا حاجت بذار برای من
واسه دو نفر
نیت هم کردیم
مرسی :sugarwarez-014:
غزل:
ستاره‌ای بدرخشيد و ماه مجلس شد
دل رميده ما را رفيق و مونس شد

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسله آموز صد مدرس شد

به بوی او دل بيمار عاشقان چو صبا
فدای عارض نسرين و چشم نرگس شد

به صدر مصطبه‌ام می‌نشاند اکنون دوست
گدای شهر نگه کن که مير مجلس شد

خيال آب خضر بست و جام اسکندر
به جرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد

طربسرای محبت کنون شود معمور
که طاق ابروی يار منش مهندس شد

لب از ترشح می پاک کن برای خدا
که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد

کرشمه تو شرابی به عاشقان پيمود
که علم بی‌خبر افتاد و عقل بی‌حس شد

چو زر عزيز وجود است نظم من آری
قبول...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

رُخ

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
12/9/21
ارسالی‌ها
1,019
پسندها
22,646
امتیازها
42,073
  • #15
نمیگم بده
 

amın

مدیر تالار سرگرمی + مدیر آزمایشی کامپیوتر
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
6/1/22
ارسالی‌ها
19,909
پسندها
84,778
امتیازها
96,979
سن
18
  • نویسنده موضوع
  • #16
تو کِی فالگیر شدی.لیست القاب داره ته میکشه.
نیت اوکی شد.
غزل:
خط عذار يار که بگرفت ماه از او
خوش حلقه‌ايست ليک به در نيست راه از او

ابروی دوست گوشه محراب دولت است
آن جا بمال چهره و حاجت بخواه از او

ای جرعه نوش مجلس جم سينه پاک دار
کيينه‌ايست جام جهان بين که آه از او

کردار اهل صومعه‌ام کرد می پرست
اين دود بين که نامه من شد سياه از او

سلطان غم هر آن چه تواند بگو بکن
من برده‌ام به باده فروشان پناه از او

ساقی چراغ می به ره آفتاب دار
گو برفروز مشعله صبحگاه از او

آبی به روزنامه اعمال ما فشان
باشد توان سترد حروف گناه از او

حافظ که ساز مطرب عشاق ساز کرد
خالی مباد عرصه اين بزمگاه از او

آيا در اين خيال که دارد گدای شهر...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

amın

مدیر تالار سرگرمی + مدیر آزمایشی کامپیوتر
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
6/1/22
ارسالی‌ها
19,909
پسندها
84,778
امتیازها
96,979
سن
18
  • نویسنده موضوع
  • #17
غزل:
نيست در شهر نگاری که دل ما ببرد
بختم ار يار شود رختم از اين جا ببرد

کو حريفی کش سرمست که پيش کرمش
عاشق سوخته دل نام تمنا ببرد

باغبانا ز خزان بی‌خبرت می‌بينم
آه از آن روز که بادت گل رعنا ببرد

رهزن دهر نخفته‌ست مشو ايمن از او
اگر امروز نبرده‌ست که فردا ببرد

در خيال اين همه لعبت به هوس می‌بازم
بو که صاحب نظری نام تماشا ببرد

علم و فضلی که به چل سال دلم جمع آورد
ترسم آن نرگس مستانه به يغما ببرد

بانگ گاوی چه صدا بازدهد عشوه مخر
سامری کيست که دست از يد بيضا ببرد

جام مينايی می سد ره تنگ دليست
منه از دست که سيل غمت از جا ببرد

راه عشق ار چه کمينگاه کمانداران است
هر که دانسته رود صرفه ز اعدا ببرد

حافظ ار جان طلبد...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

FATYMArr

مدیر بازنشسته دبیرستان
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
30/6/20
ارسالی‌ها
6,878
پسندها
20,950
امتیازها
69,773
سن
21
  • #18

Your Pluto

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
26/1/21
ارسالی‌ها
3,347
پسندها
17,763
امتیازها
46,873
  • #19
بهبه فال گیر شدی؟
نیت کردم فال منم بگیر سید
 

° mobina °

سرپرست بخش هنر + گوینده آزمایشی
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
2/5/21
ارسالی‌ها
1,469
پسندها
24,103
امتیازها
42,073
  • مدیر
  • #20
نیت کردم((:


سر جدت ای‌حافظ برزگوااار ابرو داری کن~.~
 
عقب
بالا