شایسته مجموعه دلنوشته‌های هاوار آوار | بریوان کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع بریوان
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 23
  • بازدیدها بازدیدها 1,556
  • کاربران تگ شده هیچ

بریوان

رفیق جدید انجمن
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
1/2/22
ارسالی‌ها
90
پسندها
1,163
امتیازها
6,313
مدال‌ها
8
  • نویسنده موضوع
  • #21
زرد،
نه زعفران خراسان
و نه زردچوبه‌ی اعلا نیست.
زرد،
رنگ ماتم زده‌ی خانه‌ی ماست!
سفره‌ی خالی جمع می‌شود
و پاک می‌شود
و ما جمع می‌شویم
و پاک می‌شویم .​
 

بریوان

رفیق جدید انجمن
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
1/2/22
ارسالی‌ها
90
پسندها
1,163
امتیازها
6,313
مدال‌ها
8
  • نویسنده موضوع
  • #22
خواهرم پایین دامنم را می‌گیرد
و بهانه می‌گیرد
و نامفهوم حرف می‌زند.
به در خانه اشاره می‌کند
و شکسته‌شکسته می‌گوید:
ماما...
ماما تاب.... !
رنگم می‌پرد و خواهرم می‌پرد
و شکسته‌شکسته:
ماما
ماما تاب!​
 

بریوان

رفیق جدید انجمن
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
1/2/22
ارسالی‌ها
90
پسندها
1,163
امتیازها
6,313
مدال‌ها
8
  • نویسنده موضوع
  • #23
مردمکم می‌لرزد
و دستانم می‌لرزد
و پاهایم می‌لرزد
و انگار زمین هم می‌لرزد... !
خونی نریخته
و بوی خون می‌آید.​
 

بریوان

رفیق جدید انجمن
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
1/2/22
ارسالی‌ها
90
پسندها
1,163
امتیازها
6,313
مدال‌ها
8
  • نویسنده موضوع
  • #24
پنکه‌ی از سقف آویخته
نقشه‌ی انتقام ریخته!
با دو دست خالی‌ام بر سرم می‌کوبم
و جیغ می‌کشم
و خواهرم می‌خندد و تکرار می‌کند:
ماما تاب ...ماما تاب!​
 
عقب
بالا