مشاعره مشاعره با اشعار محمدرضا شفیعی کدکنی

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Samira-M
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 33
  • بازدیدها بازدیدها 1,076
  • کاربران تگ شده هیچ

m.sina

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
  • #31
من در حضور باغ برهنه
در لحظه‌ های عبور شبانگاه
پلک جوانه‌ ها را
آهسته می‌ گشایم و می‌ گویم
آیا، اینان رویای زندگی را
در آفتاب و باران
بر آستان فردا احساس می‌ کنند؟
دیر شد! بازآ
که ترسم ناگهان پرپر شود
دسته گل هایی
که از شوق تو در دل بسته ام
 

ᎴᏋᏝᏗᏒᏗᎷ

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
1/9/23
ارسالی‌ها
3,082
پسندها
27,172
امتیازها
55,673
  • #32
دیر شد! بازآ
که ترسم ناگهان پرپر شود
دسته گل هایی
که از شوق تو در دل بسته ام
مگذر ای خاطره او ز کنارم... مگذر
موج بی ساحل اشکم سر طوفان دارم
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
  • #33
مگذر ای خاطره او ز کنارم... مگذر
موج بی ساحل اشکم سر طوفان دارم
مردی ز خاک رویید
در کوچه باغ‌های نیشابور
مستان نیم شب به ترنم
آوازهای سرخ تو را باز
ترجیع وار زمزمه کردند
نامت هنوز ورد زبان هاست
 

ᎴᏋᏝᏗᏒᏗᎷ

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
1/9/23
ارسالی‌ها
3,082
پسندها
27,172
امتیازها
55,673
  • #34
مردی ز خاک رویید
در کوچه باغ‌های نیشابور
مستان نیم شب به ترنم
آوازهای سرخ تو را باز
ترجیع وار زمزمه کردند
نامت هنوز ورد زبان هاست
تو چو مهتاب شبانگاه
گر دامن وصل تو گرفتن نتوانم
با پرتو ماه آیم و چون سایه دیوار
گامی ز سر کوی تو رفتن نتوانم
 
عقب
بالا