مشاعره مشاعره با اشعار کاظم بهمنی

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع SETAYESH.MO
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 42
  • بازدیدها بازدیدها 1,892
  • کاربران تگ شده هیچ

SETAYESH.MO

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
11/12/20
ارسالی‌ها
2,222
پسندها
16,570
امتیازها
44,373
  • نویسنده موضوع
  • #1
تو همانی که دلم لک زده لبخندش را

او که هرگز نتوان یافت همانندش را

منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد

غزل و عاطفه و روح هنرمندش را
 

m.sina

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
  • #2
تو همانی که دلم لک زده لبخندش را

او که هرگز نتوان یافت همانندش را

منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد

غزل و عاطفه و روح هنرمندش را
از رقیبان کمین کرده عقب می‌ماند
هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را

مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر
هر که تعریف کند خواب خوشایندش را
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] F.Śin

مَهوا

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,955
پسندها
4,810
امتیازها
28,973
  • #3
از رقیبان کمین کرده عقب می‌ماند
هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را

مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر
هر که تعریف کند خواب خوشایندش را
اول قصه هر عشق کمی تکراری‌ست

آخر قصه فرهاد شنیدن دارد!
 

m.sina

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
  • #4
اول قصه هر عشق کمی تکراری‌ست

آخر قصه فرهاد شنیدن دارد!
دیدم از پنجره خانه هوا طوفانی‌ست
بار دیگر نکند بال تو ساییده به شهر

رود اروند خبر داده به کارون که نترس
دلبر ماست گمانم که خرامیده به شهر
 

مَهوا

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,955
پسندها
4,810
امتیازها
28,973
  • #5
دیدم از پنجره خانه هوا طوفانی‌ست
بار دیگر نکند بال تو ساییده به شهر

رود اروند خبر داده به کارون که نترس
دلبر ماست گمانم که خرامیده به شهر
روی دوش دیگران یک روز ترکت می‌کنم


توی دنیا هم نشد برزخ که پیدا کردمت!
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
  • #6
روی دوش دیگران یک روز ترکت می‌کنم


توی دنیا هم نشد برزخ که پیدا کردمت!
تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتم
روبروی چشم خود چشمی غزلخوان داشتم

حال اگر چه هیچ نذری عهده دار وصل نیست
یک زمان پیشامدی بودم که امکان داشتم
 

مَهوا

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,955
پسندها
4,810
امتیازها
28,973
  • #7
تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتم
روبروی چشم خود چشمی غزلخوان داشتم

حال اگر چه هیچ نذری عهده دار وصل نیست
یک زمان پیشامدی بودم که امکان داشتم
منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد

غزل و عاطفه و روح هنرمندش را


از رقیبان کمین کرده عقب می‌ماند

هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را!
 

m.sina

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
  • #8
منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد

غزل و عاطفه و روح هنرمندش را


از رقیبان کمین کرده عقب می‌ماند

هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را!
از رقیبان کمین کرده عقب می‌ماند
هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را

مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر
هر که تعریف کند خواب خوشایندش را
 

مَهوا

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,955
پسندها
4,810
امتیازها
28,973
  • #9
از رقیبان کمین کرده عقب می‌ماند
هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را

مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر
هر که تعریف کند خواب خوشایندش را
اول قصه هر عشق کمی تکراری‌ست

آخر قصه فرهاد شنیدن دارد
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
  • #10
اول قصه هر عشق کمی تکراری‌ست

آخر قصه فرهاد شنیدن دارد
در من عاشق، توان ذره‌ای پرهیز نیست

پرت کن ما را به دوزخ، امتحان بی فایده ست
 
عقب
بالا