SETAYESH.MO نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 11/12/20 ارسالیها 2,222 پسندها 16,570 امتیازها 44,373 29/4/22 نویسنده موضوع #1 تو همانی که دلم لک زده لبخندش را او که هرگز نتوان یافت همانندش را کاظم بهمنی
SETAYESH.MO نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 11/12/20 ارسالیها 2,222 پسندها 16,570 امتیازها 44,373 29/4/22 نویسنده موضوع #2 شاخه ها پژمرده است. سنگ ها افسرده است. رود مینالد. جغد میخواند. غم بیاویخته با رنگ غروب. میتراود ز لبم قصه سرد: دلم افسرده در این تنگ غروب.
شاخه ها پژمرده است. سنگ ها افسرده است. رود مینالد. جغد میخواند. غم بیاویخته با رنگ غروب. میتراود ز لبم قصه سرد: دلم افسرده در این تنگ غروب.
SETAYESH.MO نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 11/12/20 ارسالیها 2,222 پسندها 16,570 امتیازها 44,373 29/4/22 نویسنده موضوع #3 میزنم کبریت بر تنهایی ام تا بسوزد ریشه بیتابی ام میروم تا هر چه غم پارو کنم خانه ام را باز هم جارو کنم
میزنم کبریت بر تنهایی ام تا بسوزد ریشه بیتابی ام میروم تا هر چه غم پارو کنم خانه ام را باز هم جارو کنم
SETAYESH.MO نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 11/12/20 ارسالیها 2,222 پسندها 16,570 امتیازها 44,373 29/4/22 نویسنده موضوع #4 بر عشق توام، نه صبر پیداست، نه دل بی روی توام، نه عقل بر جاست، نه دل این غم، که مراست کوه قافست، نه غم این دل، که توراست، سنگ خاراست، نه دل رودکی
بر عشق توام، نه صبر پیداست، نه دل بی روی توام، نه عقل بر جاست، نه دل این غم، که مراست کوه قافست، نه غم این دل، که توراست، سنگ خاراست، نه دل رودکی
SETAYESH.MO نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 11/12/20 ارسالیها 2,222 پسندها 16,570 امتیازها 44,373 3/5/22 نویسنده موضوع #5 حالا که آمدهای از گذشته نپرس در روز آفتابی از برف سنگین شب قبل چه میماند؟ مژگان عباسلو
SETAYESH.MO نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 11/12/20 ارسالیها 2,222 پسندها 16,570 امتیازها 44,373 9/5/22 نویسنده موضوع #6 شدی به خواب و بهم ریخت خیل مژگانت گشای چشم و جدا کن سپاه ناز از هم…
SETAYESH.MO نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 11/12/20 ارسالیها 2,222 پسندها 16,570 امتیازها 44,373 9/6/22 نویسنده موضوع #7 امروز جمعه، چنـــــــــدم آذر، خیال کن هـــــی چکه چکه می چکم از انتظــارها تو می رسـی و هلهله برپاست خوب من دســـــتی تکـــــــان بده به سرور چنارها این کوچه باغ با دو سه تـا تـــاک ریخـته هی برگ برگ می تکد از شــــــاخسارها این بیت ســـــطر آخــر یک انتظار خیس این کوچه را قــــــــدم زده ام بی تو بارها
امروز جمعه، چنـــــــــدم آذر، خیال کن هـــــی چکه چکه می چکم از انتظــارها تو می رسـی و هلهله برپاست خوب من دســـــتی تکـــــــان بده به سرور چنارها این کوچه باغ با دو سه تـا تـــاک ریخـته هی برگ برگ می تکد از شــــــاخسارها این بیت ســـــطر آخــر یک انتظار خیس این کوچه را قــــــــدم زده ام بی تو بارها
SETAYESH.MO نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 11/12/20 ارسالیها 2,222 پسندها 16,570 امتیازها 44,373 15/7/22 نویسنده موضوع #8 شدی به خواب و بهم ریخت خیل مژگانت گشای چشم و جدا کن سپاه ناز از هم…