SETAYESH.MO نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 11/12/20 ارسالیها 2,222 پسندها 16,570 امتیازها 44,373 13/4/22 نویسنده موضوع #1 اختیاری ندارم تو آفتابی و قلبام گلِ آفتابگردانی دیوانه
SETAYESH.MO نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 11/12/20 ارسالیها 2,222 پسندها 16,570 امتیازها 44,373 13/4/22 نویسنده موضوع #2 دریا آموخت که چون من ، زخمهایش را با کف فراموشی بپوشاند تا مثل من دچار ناکامی و یأس نشود هنگامی که کشتیها و زورقها او را ترک می گویند
دریا آموخت که چون من ، زخمهایش را با کف فراموشی بپوشاند تا مثل من دچار ناکامی و یأس نشود هنگامی که کشتیها و زورقها او را ترک می گویند
SETAYESH.MO نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 11/12/20 ارسالیها 2,222 پسندها 16,570 امتیازها 44,373 13/4/22 نویسنده موضوع #3 هنگامی که دریا دیگر نتوانست مرا ببیند ، آدرسش را برایم نوشت : آبی چشمان تو.. آنگاه مرا ترک کرد و رفت...
هنگامی که دریا دیگر نتوانست مرا ببیند ، آدرسش را برایم نوشت : آبی چشمان تو.. آنگاه مرا ترک کرد و رفت...
SETAYESH.MO نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 11/12/20 ارسالیها 2,222 پسندها 16,570 امتیازها 44,373 13/4/22 نویسنده موضوع #4 راستی ، دنیا چه شکلی می شد اگر ، به جای اینکه در سینه ام گلوله ای بنشانی ، در قلبم .. گُلی .. می کاشتی ...!؟
راستی ، دنیا چه شکلی می شد اگر ، به جای اینکه در سینه ام گلوله ای بنشانی ، در قلبم .. گُلی .. می کاشتی ...!؟