SETAYESH.MO نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 11/12/20 ارسالیها 2,222 پسندها 16,570 امتیازها 44,373 7/4/22 نویسنده موضوع #1 مگذار دیگران نام تو را بدانند … همین زلال بیکران چشمانت برای پچ پچ هزار ساله آنان کافیست!
SETAYESH.MO نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 11/12/20 ارسالیها 2,222 پسندها 16,570 امتیازها 44,373 7/4/22 نویسنده موضوع #2 قصه نیستم که بگویی نغمه نیستم که بخوانی صدا نیستم که بشنوی یا چیزی چنان که ببینی یا چیزی چنان که بدانی من درد مشترکم …. مرا فریاد کن !
قصه نیستم که بگویی نغمه نیستم که بخوانی صدا نیستم که بشنوی یا چیزی چنان که ببینی یا چیزی چنان که بدانی من درد مشترکم …. مرا فریاد کن !
SETAYESH.MO نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 11/12/20 ارسالیها 2,222 پسندها 16,570 امتیازها 44,373 7/4/22 نویسنده موضوع #3 میان خورشیدهای همیشه زیبایی تو لنگریست خورشیدی که از سپیدهدم همه ستارگان بینیازم می کند.
SETAYESH.MO نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 11/12/20 ارسالیها 2,222 پسندها 16,570 امتیازها 44,373 7/4/22 نویسنده موضوع #4 آی عشق آی عشق! رنگ آشنایت پیدا نیست..
SETAYESH.MO نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 11/12/20 ارسالیها 2,222 پسندها 16,570 امتیازها 44,373 7/4/22 نویسنده موضوع #5 و حسرتی نه این برف را دیگر سر بازایستادن نیست، برفی که بر ابرو و موی ما مینشیند تا در آستانه آیینه چنان در خویش نظر کنیم که به وحشت از بلند فریادوار گُداری به اعماق مغاک نظر بردوزی
و حسرتی نه این برف را دیگر سر بازایستادن نیست، برفی که بر ابرو و موی ما مینشیند تا در آستانه آیینه چنان در خویش نظر کنیم که به وحشت از بلند فریادوار گُداری به اعماق مغاک نظر بردوزی
SETAYESH.MO نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 11/12/20 ارسالیها 2,222 پسندها 16,570 امتیازها 44,373 7/4/22 نویسنده موضوع #6 و عشق اگر با حضور همین روزمرگی ها عشق بماند ! عشق است…
SETAYESH.MO نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 11/12/20 ارسالیها 2,222 پسندها 16,570 امتیازها 44,373 7/4/22 نویسنده موضوع #7 من برای آنکه چیزی از خود به تو بفهمانم جز چشمهایم چیزی ندارم…
SETAYESH.MO نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 11/12/20 ارسالیها 2,222 پسندها 16,570 امتیازها 44,373 7/4/22 نویسنده موضوع #8 و چشمانت با من گفتند که فردا روز دیگریست
SETAYESH.MO نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 11/12/20 ارسالیها 2,222 پسندها 16,570 امتیازها 44,373 7/4/22 نویسنده موضوع #9 سلاخی میگريست… سلاخی میگريست به قناری کوچکی دل باخته بود
SETAYESH.MO نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 11/12/20 ارسالیها 2,222 پسندها 16,570 امتیازها 44,373 19/6/22 نویسنده موضوع #10 از تو حرف میزنم چنان نوبرانه میشوم؛ که بهار هم دهانش آب میافتد …!