«یه جاهایی از سرنوشت، نمکگیرت میکنه، نمکگیر حضور آدمی، که توی تمام اون سالها، زندگی اونو بهت بدهکار بوده!»
کتاب نمکگیر به قلم خانم بهارلویی عزیز در سال ۱۳۹۹ از نشر سخن به چاپ رسیده است.
این کتاب حول محور زندگی دختری روایت میشود ادارهی قالیبافی کوچکی را در کاشان بر عهده دارد که به واسطهی همین مسئولیت عهدهدار فروش فرشها میشود. شروع اصلی داستان از جایی رقم میخورد که عزتالله جهانگیر پس از معامله با پرستو فوت میکند و کمکم سر و کلهی روزبه پیدا میشود.
این کتاب به سبک بسیار دوستداشتنی، با نوشتاری صمیمانه و دیالوگهایی کاملاً ملموس نوشته شده بود و خواه ناخواه مخاطب را به ادامهی داستان وامیداشت.
آداب و رسوم خاص کاشان، شیوه بیان و لحن...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.