روان مجموعه اشعار نگران | الهام سواری کاربرانجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع الهام.س
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 14
  • بازدیدها بازدیدها 1,038
  • کاربران تگ شده هیچ

الهام.س

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
12/2/21
ارسالی‌ها
1,719
پسندها
5,029
امتیازها
25,673
  • نویسنده موضوع
  • #11
خزان شد و خزیده دربرم غصه‌ها
خزر از چشمم می‌آید چو خزش تا لب‌ها
زهر آگین شده کامم زِهرحرف دروغ
زهره‌ام ترکید و زهری به جگرم پاشید
تشنه‌ی عشقت بودم و تشویقم نکردی
مرا تشبیه به بیماری کردی
که فانوس به دست از دنیای فانی می‌روم
تو فالم را بگیر ببین چه فالیست!
 

الهام.س

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
12/2/21
ارسالی‌ها
1,719
پسندها
5,029
امتیازها
25,673
  • نویسنده موضوع
  • #12
این آدم‌ها چقدر دیوانه‌اند
از عقل خود دورشده و راهی می‌خانه‌اند
دیوانگان از دیوانگی خود می‌رنجند
ما خود دیوانه‌ایم به حال خودمی‌خندیم
گاه می‌گریم و دیوانه وار می‌خندم
دل می‌کنم و زودهم دل می‌بندم
نگرانم که نگردد به دنبال دلم
نگرانم که نگرید به احوال دلم
دیوانگان را غمی جز می‌نخواهد بود
عاقلان هم فکری جز گول زدن ماندارند
راز را از رازیانه‌ها بپرسید
رازی شوید به این بازی
دیوان‌ام و دیوانه پسندم
من جز دیوانگی یار نپسندم
 

الهام.س

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
12/2/21
ارسالی‌ها
1,719
پسندها
5,029
امتیازها
25,673
  • نویسنده موضوع
  • #13

الهام.س

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
12/2/21
ارسالی‌ها
1,719
پسندها
5,029
امتیازها
25,673
  • نویسنده موضوع
  • #14

الهام.س

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
12/2/21
ارسالی‌ها
1,719
پسندها
5,029
امتیازها
25,673
  • نویسنده موضوع
  • #15
عقب
بالا