☆BARUN☆ نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 16/12/18 ارسالیها 370 پسندها 6,837 امتیازها 21,773 سن 26 14/10/23 #21 نمیدونم خطرناکه یا نه مامانم میگ بچه ک بودم امپولی ک قرار بود ب داداشم بزنن رو خوردم:/
ᎴᏋᏝᏗᏒᏗᎷ نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 1/9/23 ارسالیها 3,082 پسندها 27,172 امتیازها 55,673 14/10/23 #22 با پسردایی های دوقلو رفتیم توسوراخ دیوار زنبور قرمز گاوی بود یکم قلقکشون دادیم.... اون زبور قرمزه نامردگوش پسردایی رو نیش زد قده گوش فیل شد یوری راه میرفت
با پسردایی های دوقلو رفتیم توسوراخ دیوار زنبور قرمز گاوی بود یکم قلقکشون دادیم.... اون زبور قرمزه نامردگوش پسردایی رو نیش زد قده گوش فیل شد یوری راه میرفت
(SINA) نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 6/2/23 ارسالیها 52 پسندها 226 امتیازها 1,023 23/10/23 #23 مایع دستشویی رو از شیروونی هل دادم افتاد پایین پله ها و پاشید به همه جا
A ASHMODAY نو ورود نو ورود تاریخ ثبتنام 18/10/23 ارسالیها 1,495 پسندها 5,287 امتیازها 25,673 سن 24 23/10/23 #24 مدالی که عموم با زحمت فراوان تو مسابقات کاراته گرفته بود رو از وسط شکستم انگار که قسم خورده باشم به هر چی دست بزنم یا بشکنه یا خراب بشه مثل ریش تراش بابام که بازش کردم ببینم توش چیه بعد نتونستم ببندم خراب شد آخرین ویرایش 23/10/23
مدالی که عموم با زحمت فراوان تو مسابقات کاراته گرفته بود رو از وسط شکستم انگار که قسم خورده باشم به هر چی دست بزنم یا بشکنه یا خراب بشه مثل ریش تراش بابام که بازش کردم ببینم توش چیه بعد نتونستم ببندم خراب شد