مشاعره مشاعره با اشعار احمد شاملو

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Samira-M
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 124
  • بازدیدها بازدیدها 4,900
  • کاربران تگ شده هیچ

Samira-M

مدیر بازنشسته شعرکده + هنرمند انجمن
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
14/3/18
ارسالی‌ها
941
پسندها
16,261
امتیازها
37,073
  • نویسنده موضوع
  • #1
downloadfile.gif
خوابید آفتاب و جهان خوابید
از برجِ فار، مرغکِ دریا، باز
چون مادری به مرگِ پسر، نالید.
گرید به زیرِ چادرِ شب، خسته
دریا به مرگِ بختِ من، آهسته.
سر کرده باد سرد، شب آرام است.
 

m.sina

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
  • #2
مشاهده فایل‌پیوست 488130
خوابید آفتاب و جهان خوابید
از برجِ فار، مرغکِ دریا، باز
چون مادری به مرگِ پسر، نالید.
گرید به زیرِ چادرِ شب، خسته
دریا به مرگِ بختِ من، آهسته.
سر کرده باد سرد، شب آرام است.
تو را و مرا بی‌من و تو
بن‌بست خلوتی بس
که حکایت من و آنان
غمنامه‌ی دردی مکرر است
 

Samira-M

مدیر بازنشسته شعرکده + هنرمند انجمن
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
14/3/18
ارسالی‌ها
941
پسندها
16,261
امتیازها
37,073
  • نویسنده موضوع
  • #3
تو را و مرا بی‌من و تو
بن‌بست خلوتی بس
که حکایت من و آنان
غمنامه‌ی دردی مکرر است
تا آخرین ستاره ی شب بگذرد مرا
بی خوف و بی خیال بر این بُرجِ خوف و خشم،

بیدار می نشینم در سردچالِ خویش
شب تا سپیده خواب نمی جنبدم به چشم
 

m.sina

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
  • #4
تا آخرین ستاره ی شب بگذرد مرا
بی خوف و بی خیال بر این بُرجِ خوف و خشم،

بیدار می نشینم در سردچالِ خویش
شب تا سپیده خواب نمی جنبدم به چشم
من آن خاکستر سردم که در من
شعله‌ی همه عصیان‌هاست
من آن دریای آرامم که در من
فریادِ همه توفان‌هاست
 

Samira-M

مدیر بازنشسته شعرکده + هنرمند انجمن
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
14/3/18
ارسالی‌ها
941
پسندها
16,261
امتیازها
37,073
  • نویسنده موضوع
  • #5
من آن خاکستر سردم که در من
شعله‌ی همه عصیان‌هاست
من آن دریای آرامم که در من
فریادِ همه توفان‌هاست
تا دوردستِ منظره، دشت است و باد و باد
من بادْگردِ دشتم و از دشت رانده ام
 

-PANAHツ

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
13/12/21
ارسالی‌ها
37
پسندها
125
امتیازها
548
سن
22
  • #6
تا دوردستِ منظره، دشت است و باد و باد
من بادْگردِ دشتم و از دشت رانده ام
مطلب از این قرار است :
چیزی فسرده است و نمی سوزد
امسال
در سینه
در تن ام!
 

Samira-M

مدیر بازنشسته شعرکده + هنرمند انجمن
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
14/3/18
ارسالی‌ها
941
پسندها
16,261
امتیازها
37,073
  • نویسنده موضوع
  • #7
مطلب از این قرار است :
چیزی فسرده است و نمی سوزد
امسال
در سینه
در تن ام!

می کشم پای بر این جاده ی پرت
می زنم گام بر این راهِ عبوس.

پای پُرآبله دل پُراندوه
از رهی می گذرم سر در خویش
 

-PANAHツ

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
13/12/21
ارسالی‌ها
37
پسندها
125
امتیازها
548
سن
22
  • #8
می کشم پای بر این جاده ی پرت
می زنم گام بر این راهِ عبوس.

پای پُرآبله دل پُراندوه
از رهی می گذرم سر در خویش
شکنجه ی پنهان سکوت ات را آشکاره کن
و هراس مدار از آنکه بگویند
ترانه یی بیهوده می خوانید
چرا که ترانه ی ما
ترانه ی بیهوده گی نیست
 

Samira-M

مدیر بازنشسته شعرکده + هنرمند انجمن
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
14/3/18
ارسالی‌ها
941
پسندها
16,261
امتیازها
37,073
  • نویسنده موضوع
  • #9
شکنجه ی پنهان سکوت ات را آشکاره کن
و هراس مدار از آنکه بگویند
ترانه یی بیهوده می خوانید
چرا که ترانه ی ما
ترانه ی بیهوده گی نیست
تا صبح زیرِ پنجره ی کورِ آهنین
بیدار می نشینم و می کاوم آسمان
در راه های گم شده، لب های بی سرود
ای شعرِ ناسروده! کجا گیرمت نشان؟
 

m.sina

نو ورود
نو ورود
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
  • #10
تا صبح زیرِ پنجره ی کورِ آهنین
بیدار می نشینم و می کاوم آسمان
در راه های گم شده، لب های بی سرود
ای شعرِ ناسروده! کجا گیرمت نشان؟
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان‌که ببینی
یا چیزی چنان‌که بدانی
من درد مشترکم
مرا فریاد کن
 
عقب
بالا